هيچگاه اين توان در آنها وجود نداشت و بروز نيافت . هرچند طبق اشاره قرآن « 1 » ، در زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و پس از آن ، افرادى چون مسيلمة بن حبيب كذاب ، طليحة بن خويلد اسدى و عبهلة بن كعب ملقب به اسود عنسى ( در زمان حيات ) و سجاع بنت حارث تميمى ( پس از حيات رسول خدا ) ، ادعاى پيامبرى و قرآنآورى ( تنها مسليمه ) كردند . « 2 » ولى اين ادعا ، آن قدر سست و بىارزش بود كه براى آنان جز خفت و خوارى پيامدى نداشت و بر قرآن جز افزودن عظمت و بزرگى ، اثرى نداشت . و بدينسان قرآن با اعجاز خود ، زمينه انديشه در اين معارضه را بر عرب بست و عرب در درون خود اين عجز را درك كرد ولى آن را پنهان داشت و با نغمهء ساختگى بودن قرآن و دروغگو بودن صاحب رسالت در پى حمله به قرآن برآمد تا در پشت اين گفتار ، عجز خد پنهان كند . « 3 »
قرآن مجيد در كاربردهاى خود - همانطور كه ياد شد - واژه اعجاز را براى معجزات انبيا به كار نبرد بلكه از كلماتى چون آيه ، بيّنه ، برهان ، سلطان و . . . تعبير كرد . هرچند اين كلمات ، مترادف معجزه نيست بلكه بخشى از معناى آن را شامل است . برخى از اين كاربردها عبارت است از :
« آيه » و « آيات » :
. . . قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً . . .
( اعراف / 73 ) . . . در حقيقت ، براى شما از جانب پروردگارتان دليلى آشكار آمده است . اين ماده شتر خدا براى شماست كه پديدهاى شگرف است ؛
وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى
( طه / 22 ) و دست خود را به پهلويت ببر ، سپيد بىگزند برمىآيد ، [ اين ] معجزهاى ديگر است ؛
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ . . .
( اسراء / 101 ) و در حقيقت ما به موسى نه نشانه آشكار داديم ، كاربرد گسترده اين دو كلمه در قرآن ، علاوه بر معناى ياد شده ، در معانى ديگرى نيز هست .
« بيّنه » و « بيّنات » ،
سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ . . .
( بقره / 211 ) از فرزندان اسرائيل بپرس : چه بسيار نشانههاى روشنى به آنان داديم . . . ؛ اعراف / 73 ( ياد شده ) ؛
وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ . . .
( بقره / 87 ) . . . و عيسى پسر مريم را معجزههاى آشكار بخشيديم . . . ؛
وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ . . .
( بقره / 92 ) و قطعا موسى براى شما معجزات آشكارى آورد . . . و
وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا
هامش
( 1 ) . انفال ، 31 .
( 2 ) . حمصى ، 34 .
( 3 ) . حمصى ، همانجا .