خطبهء 14
از سخنان آن حضرت عليه السّلام مانند آنچه را كه ( در خطبهء 13 در رابطه با مذمّت بصره و اهل آن گذشت )
( 1 ) شهرتان نزديك بحر و نهر و دور از آسمان * ( بىثبات است از لحاظ معنويّت آن مكان )
( در نشيب است ، از جهات موقعيّت بىصفاست * دوريش از آسمان دورى رحمت از شماست )
( در شما چون نيست بر اندرز ، گوش واعيه « 1 » * مىشود بر خوى پست و بعد رحمت داعيه )
( 2 ) عقلتان چون عقل كودك بىثبات و قاصر است * حلمتان نيز همچون حلم او ضعيف و كاسر است
( آنچنان كه بر زنى داديد در جنگ اختيار * پيروى از اشترى كرديد ، اندر كارزار )
( 3 ) ( خفّت عقل و نبود علم و دانش در شما * باعث فرسودگى گرديد و كاهش در شما )
آنچنانكه بهر رامى « 2 » يك نشانيد آشكار * بر خورنده لقمهاى همچون لذيد و خوشگوار
بهر صائد « 3 » صيد آسان بهر آخذ دستگير * در مقابل نيستيد هرگز بدشمن سختگير
جملگى از راه نادانى به خود پرداختيد * تا كه دشمن را به خاك خود مسلّط ساختيد
رهنمون گشتيد آنان را ديار و شهر خويش * از دم شمشيرشان خورديد زخم و جرح بيش
پس هدف گشتيد ايشانرا و منظور و مراد * چيست ( ناهى ) پاسخ اين قوم در يوم التّناد
( و ايضا در همين رابطه از مؤلّف )
خالى بود آن دل كه در آن نور هدانيست * درمان چنين درد بجز حبّ و لا نيست
از مرشد ما پرس طريق و ره توحيد * زيرا كه وى از منهج « 4 » توحيد جدا نيست
هامش
( 1 ) واعيه مؤنّث واعى يعنى شنونده
( 2 ) رامى تيرانداز
( 3 ) صائد شكارچى
( 4 ) منهج راه روشن