تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

خطبهء 13 از سخنان گهربار آن حضرت كه در مذمّت شهر بصره و اهل آن فرموده است .

( وقت بيان اين خطبه پس از پايان جنگ جمل و فتح بصره بعد از اختتام نماز جمعه در مسجد جامع بوده است ) فى ذمّ البصرة و اهلها بصره و اهل آن را بشدّت سرزنش ميفرمايد :
( 1 ) اى دريغا بر زنى بوديد لشكر در جمل * ( آن زنى كه خير او را پشت كرده در عمل ) پيروان بوديد بر حيوان گنگ و بىزبان * پاى بر جا داشتيد آن بىزبان را در ميان ( لشكرى را در لواى آن بما آراستيد ) * با صدايش فتنه كرديد و به پا برخاستيد آن زمانكه كشته شد گشتيد مايل بر فرار * ( پس شما را نيست نامى در كتاب روزگار ) ( 2 ) خويتان سست و ضعيف و عهدتان ناپايدار * دينتان محض رياء و آبتان بس ناگوار ( عقلتان مقهور و مغلوب بلادت « 1 » گشته است * حمق و خنگى « 2 » بر شما مفروض و عادت گشته‌ست ) ( 3 ) آنكه دارد با شما عقد اقامت در ميان * پس وجودش در ازاء جرم دارد ارتهان « 3 » ( چونكه آن كس ، از جهات همنشينى با شما * در دو صورت خويش را مرهون نموده بر خطا ) يا بجرم افتاده است از روى عمد و اختيار * يا شما را از تباهىها نكرده بر كنار ) و آن كسى كه از شما دورى گزيد و اجتناب * رحمت حق را بنفس خويش كرده انتخاب
گويا مىبينم كه خداوند شهر شما را عذاب فرستاده و در اثر ارتكاب كبائر ، نكال « 4 » و عقوبت شما را فرا گرفته و راه فرارى نداريد :
هامش
( 1 ) بلادت بىخردى ( 2 ) خنگى سفاهت ( 3 ) ارتهان گرو شده ( 4 ) نكال مؤاخذه