بينديش و بدان هرگز نخفته ديو نابودى * چو آهو را بترفندى زند صيّاد يك دفعه
بهر مجلس نشينى صحبت از كوتاهى عمر است * بسا جانى كه ناديده ، مه خرداد يك دفعه
من آنم ( ناهيا ) از عدل و دادم وصفها گفتند * ولى آنم قبول آمد كه گفت استاد يك دفعه
پايان خطبهء 15