در زمان فتح غائى « 1 » ( ناهيا ) بر خود مبال * گر نبود امداد حقّ هرگز نمىبود ايدهآل
اشعار زير از مؤلّف در اين رابطه
در جهاد راه دين از جان و سر بايد گذشتن * با كمال اختيار از سيم و زر بايد گذشتن
گفت مولا بر محمّد ، پندهاى گوهر آلود * در ازاء پند مولا ، از گهر بايد گذشتن
در چنين راه مقدّس بهر كسب عزّ و شوكت * از ميادين و مطارح « 2 » سر به سر بايد گذشتن
در جهاد دين كه در آن لمعها « 3 » دارد نوائر * بهر احياى حقيقت ، از شرر بايد گذشتن
گر تو خواهى كه درخشد در سرت ديهيم رفعت * از دل ميدان دعوا ، بىحذر بايد گذشتن
گر همين خواهى كه ( ناهى ) از جهاد آئى سرافراز * از غبار و خاك ميدان ظفر بايد گذشتن
پايان خطبهء 11
هامش
( 1 ) غائى نهائى
( 2 ) مطارح ميادين جنگ
( 3 ) لمع درخشيدن