خطبهء 12
از سخنان آنحضرت عليه السّلام است بعد از پيروزى كه خداوند در جمل نصيب آن حضرت فرمود يكى از اصحاب آن جناب گفت دوست داشتم برادرم نيز در اين كارزار بود تا مشاهده مىنمود كه چگونه خداوند ترا بر دشمنان استيلاء داده ، حضرت فرموده آيا محبّت برادر تو با ماست ؟ گفت آرى ، فرمود او هم در اين جنگ با ما بوده است :
( 1 ) ( در جواب اين گونه فرمود آن امام مستطاب * كاى نكو كردار ، مرد خوش لقاء و خوش مآب « 1 » )
ميل بود آيا مر او را در ولايت سوى ما * ( گفت آرى اى به خاك آستانش روى ما )
اين چنين فرمود ، او هم بود با ما در نبرد * ( روى اين امر مقدّس راه خود را طىّ كرد )
( 2 ) اى بسا هستند با ما دوستان با وفا * در دل اصلاب آباء يا كه ارحام « 2 » نساء
كاندرين ميدان پر جنجال با ما بودهاند * ( بر سپاه ما غيابا طمطراق افزودهاند )
( 3 ) زود باشد كه بنام نسل آتى در جهان * ظاهر آيند همچو خون از انف « 3 » انسان ناگهان
پس زمان بيرون كند مجموعشانرا از بطون * آنچنانكه كردمان طىّ صلاحيّت برون
تا كه قوّت گيرد ايمان با وجود اين بنون « 4 » * دشمنان باشند با شمشير ايشان سرنگون
گر ترا قصد درستى هست ، ( ناهى ) غم مدار * اجر اعمال از ره قصد است آن را كم مدار
سرودههاى زير از مؤلّف در همين زمينه
معيار ارج و سنجش انسان محبّت است * با اينكه اين متاع گرانبار ، كم بهاست
هرگز ملال و رنج نخواهد چشيد و غم * آن دل كه با ائمّهء معصوم آشنا است
هامش
( 1 ) مآب بازگشتگاه
( 2 ) ارحام رحمها
( 3 ) انف بينى
( 4 ) بنون پسران