تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
آنچنان خشكى كه در آن نيست غير از درمنه « 1 » * نه صفائى نه هوائى نه چمن نه دامنه دور از آبادى و مردم ، جايگاه تندباد * جملگى آواره گشتند از طريق انقياد « 2 » تا رها كردند ايشان را ذليل و مستمند * يار و همراه ابل « 3 » ، اشتر چران دردمند امّتى بودند بدبخت ، از لحاظ پايگاه * تيره بخت از حيث اسكان و قرار و جايگاه
( آرى : آنگه كه امّتى قدر نعمت نداند و بر هدايت پشت پا زند )
( 48 ) زير بال مهتران اجماع نكردند هيچگاه * تا شوند از رنج سختى و صعوبت در پناه پيشوا و رهبرى بر خود نكردند انتخاب * تا رهند از رنج سختى و كمند اضطراب همچنان ماندند آواره ، پريشان ، مضطرب * جمعشان از هم پراكنده توانها منشعب اختلاف افتاد بين دستهاى كار ساز * انشعاب آمد ميان جمعهاى پيشتاز پاى ايشان در كمند جهل ناشى از غرور * دستشان رنگين ز خون دختران زنده گور رنج سختى همره ايشان و درد جانگداز * غارت و قطع رحم ، با بت پرستى ساز و باز
( تجديد حيات براى بنى اسرائيل )
( 49 ) بنگريد آنگه كه شد نازل به ايشان نعمتى * از خداوند يگانه در قبال بعثتى ( ص ) بعثتى كه رحمت آن پايدار و سرمد است * عامل اين بعثت عظم رسولش احمد است ( ص ) كرد ايشان را خدا بر اين شريعت پيروان * قلب او را مهربانتر كرد بر اين رهروان نعمت عزّ و شرافت سوى ايشان پر گشود * هكذا از نعمت امن و فراغت نهر و رود گرد خود آورد آئين محمّد جمله را * ( دور كرد از روى ايشان از بلايا هاله را )
هامش
( 1 ) نام گياهى كويرى ( 2 ) پيرو شدن ( 3 ) شتر