تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
قصدها ، انديشه‌ها با هم بصائر « 1 » نافذه « 2 » * تيغ‌ها در دست آماده عزائم « 3 » واحده پس نبودند آنزمان آيا زمين را حكمران * با توان وافر و با حكم قاطع در جهان ( 45 ) راندمان كارشان آخر فروماند از سياق « 4 » * آنگهى كه بين‌نشان افتاد موج افتراق مهربانيها بهم خورد و عواطف تيره شد * اختلاف كلمه بر جند صداقت چيره شد شعبه شعبه كردشان باد سموم اختلاف * پيك جنگ آمد ميان و رفت ، پيك ائتلاف تا گرفتار آمدند آخر بقهر كردگار * مهر ذلّت در جبين و رنگ خفّت در عذار ثوب عزّت ديگر از اندام ايشان خلع شد * نعمت از اين ناسپاسان معاند قطع شد تا مسلّط شد بايشان ظالمان زورگو * همچو بخت النّصر ، كز او نيست جاى گفتگو قصّهء اين زشتكاران در محافل « 5 » خواندنى است * عبرتى بر پند گيران زمانه ماندنى است
فاعتبروا به حال ولد اسماعيل و بنىاسحاق و بنىاسرائيل عليهم السّلام . . . . آن كسى در روزگار هشيار است كه ديدهء عبرت او بيدار است .
( 46 ) اخذ عبرت بايد از اولاد چندين از نبى * يعنى اسماعيل و اسرائيل و اسحاق ، النبىّ اى بسا با هم شبيهند امّتان را سرگذشت * ( فكر بايد ، قبل از آنكه آب ، از ما سر گذشت ) تا چگونه بين‌شان موج جدائى اوفتاد * اين تشتّت از كجا بود و خلاف اتّحاد ) پس تأمّل بايد و انديشه در اين سابقه * تا بدين‌سان آشكار آيد دليل تفرقه آنزمان كه پادشاهان عجم هم ، قيصران * بهرشان بودند آنگه قاهرانه سروران ( 47 ) جمله را كردند سر گردان و بيرون از وطن * ( از كنار آب دجله سوى خشكى در دمن « 6 » )
هامش
( 1 ) بصيرتها ( 2 ) عميق ( 3 ) تصميم‌ها ( 4 ) راندن ( 5 ) انديشه گاه‌ها ( 6 ) دشت و صحرا