تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
از قبيل كينه ورزى ، كينه توزى در صدور * يا تشتّت « 1 » در نفوس و خود نمائى در غرور ( 42 ) پس كنيد انديشه در احوال و وضع رفتگان * در ديار غربت و دامان تربت ، خفتگان تا در اين دنيا چگونه آزمايش داده‌اند * با كدامين رنج جانفرسا نمايش داده‌اند ( اكثرا از مؤمنين عصر فرعون بوده‌اند * زير يوغ اين پليدان ، جان خود را سوده‌اند ) مطرح است اين پرسش موزون كه آيا اين كسان * از شما مردم جفاكش‌تر نبودند در جهان ؟ رنج كش‌تر از همه داراى وضع تنگ‌تر * خويش و فرزندان اسير مردم دل سنگ‌تر تا كه از آنها نمودند آل فرعون جستجو * جرعه جرعه بر چشانيدند حنظل « 2 » بر گلو سربريدند از پسرها در كنار مادران * ليك باقى ماند ، از ايشان بنات و دختران حال ذلّت از جبين زائل نمىشد هيچگاه * اى بسا مشهود بود آثار ذلّت در نگاه دست استيلاء به ايشان قاهر آمد آنزمان * تا بدانجا كه محال آيد بمردم دفع آن
حتى اذا رأى اللّه سبحانه - جدّ الصبر . . . اشاره به بنى اسرائيل در زمان فرعون .
( 43 ) آنزمان كه جنبشى در صحنه آمد آشكار * از تبار و قوم اسرائيل در آن روزگار جهد و كوشش ، در شكيبائى به وضع ايده‌آل * رنج بردن در ره حبّ خداى ذو الجلال در تحمّل بر مصائب ، در ره ترس از خدا * پس خدا اين قوم را از نو رهانيد از بلا كرد ايشانرا پس از خوارى و ذلّت ارجمند * تا شدند از نعمت امن و فراغت بهره‌مند حاكمان گشتند و همچون ، پيشواى قوم خويش * داد ايشانرا خداوند اعتبار و رزق بيش آنچنان عزّت كه بيش از آن نكردند آرزو * ( اذكرو ) « 3 » در سورهء دوّم دليلى بس نكو عزّتى از آن كجا بالاتر آيد در نظر * ( كز ميان بحر داد از بهر ايشان رهگذر ) « 4 » ( 44 ) پس نظر داريدشان آنگه كه وحدت داشتند * قلبهاى يكجهت ، پاى مروّت داشتند
هامش
( 1 ) پراكندگى ( 2 ) گياه بسيار تلخ ( 3 ) آيهء 38 ( 4 )وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ . . .بقره آيهء 50