و احذروا ما نزل بالامم قبلكم من المثلات بسوء الافعال . . . بترسيد از عذابها كه در اثر بد كردارى به امّتها رسيد
( 40 ) ( تا شديد آنچه ز قبح كبر و نخوت با خبر * جان خود بيرون كشيد از التهاب « 1 » اين شرر )
بر حذر باشيد ز آنچه وارد آمد ناگهان * پيش از اين بر نسلهاى قبل و پيشين
دست قهر كردگار ، آنگه شود از آستين * كانحراف امّتى باشد ز حقّ و راه دين
يا به اخلاق رذيله يا تظاهر بر گناه * يا به انواع ذمائم ، فخر و نخوت ، حبّ جاه
عبرتى باشد شما را حالشان در زندگى * تا چه باشد قصدتان در خير و شرّ بندگى
بر حذر باشيد و باشند همچنين آيندگان * از نكالى « 2 » كه محقّق گشت بر آن بندگان
تا مبادا كه شويد امثال ايشان در جهان * درس عبرت باشد از آنها شما را جاودان
با صداقت در كشيد انديشهها را روى كار * در تفكّر غوطهور باشيد روى اختيار
تا تراود از شما انديشههاى سودمند * بر گزينيد آنچه كه بودند با آن ارجمند
كار ايشان روشن آمد تا بسان آفتاب * افضل و نيكويشان بر خود نمائيد انتخاب
كارهائى كه به ايشان تندرستى داده است * در بساط زندگى صدق و درستى داده است
( موجبات ارجمندى ، تندرستى ، امن جان * طىّ شعرى اندرين صفحه مدوّن شد بخوان )
دفع دشمن ، حسن پيوند ، مهربانى ، اتّفاق * رفع ذلّت حفظ وحدت ، استعادت « 3 » از نفاق
( راه رستگارى را با چراغ هدايت و رهبريّت امامت و ولايت بايد پيمود )
( 41 ) ( ره نپيمائيد در شرّ و غرور و ياوگى * بر حذر از آنچه باشد مثل زور و ياودگى )
اجتناب از ان چه انسان را بذلّت بر نشست * مهرهء پشت و قوام آدمى را هم ، شكست
هامش
( 1 ) سوزش
( 2 ) قهر ناگهانى برگشت
( 3 ) . .