بر حميّت ، تكيه داريد و بفخر بىثمر * آنچنانكه پيش جاهل هم نباشد معتبر
( از تكبر به خدا پناه ببريم )
( 37 ) ليك شيطان كرد بر آدم تعصّب آنگهى * ( كز اساس خلقت او يافت علم و آگهى )
گفت تو از جنس خاكى ، ليك من از آتشم * زين جهت بر اصل خود بار تعصّب مىكشم
( او چنين آورد بر آدم ، دليل برترى * اين سخن باشد به جاهل استناد بهترى )
مترفين « 1 » امّتان و اغنياى روزگار * اى بسا كردند بر اموال و اولاد افتخار
( آيهء سى و چهار و سى پنجم در سباء « 2 » * از سران قومها گفته بتوضيح اين نبأ )
( آنچنانكه نعمت دنيا بما رو كرده باز * در سراى آخرت هم ، مترفيم و سر فراز )
( در تعصّب غرقهايد اى اهل كوفه بر ملا * همچو شيطان در درون داريد موج ادّعا )
( 38 ) گر نباشد مر شما را از تعصّب چارهاى * از سجاياى حميده لازم آيد پارهاى
بر خصال نيك و اخلاق نكو و دلپسند * آنچه آن را مىسزند آزادگان ارجمند
آنچه بر شايستگان باشد ملاك افتخار * عقل سرشار است و آثار جميل و اعتبار
يا بسان خوى مرغوب و صفات عاليه * يا سجاياى جميله از بديها خاليه
( 39 ) پس تعصّب از سجيّات « 3 » ستوده جايز است * آنچه از اركان اوصاف و صفات بارز است
از قبيل صدق وعد و حفظ حقّ همجوار * طاعت ابرار و حفظ آبرو و عرض « 4 » و عار
حرمت استاد و اخذ كار نيك و كظم « 5 » خشم * ( در ورود غير محرم انسداد « 6 » هر دو چشم )
حسن برخورد و فرار از ظلم و دورى از هوا * ( نيّت امداد و يارى بر يتيم و بىنوا )
ترك تلبيس « 7 » و ريا و حقد « 8 » و دورى از فساد * دست بردارى ز قتل و بسط ايذاء « 9 » در بلاد
هامش
( 1 ) خوشگذران
( 2 ) سوره سبا آيهء 4 و 5وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ . . .( 3 ) خوىها
( 4 ) آبرو
( 5 ) فرو بردن
( 6 ) بستن
( 7 ) حقيقت پوشى
( 8 ) حسد
( 9 ) اذيّت كردن