تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
بندگى مىخواهد از آن‌ها بصدها آزمون * جنگ با اضداد « 1 » و دورى از خوشىها اندرون بندگانرا با مكاره « 2 » آزمايش مىكند * ( هر كه از آن سرفراز آمد پذيرش مىكند ) تا بدين سان حذف گردد رنگ نخوت از جبين * جاى رنگ آن شود رنگ تواضع جانشين آزمايش ، بندگانرا باب فضل و رحمت است * راه عفو و مغفرت راهى بسوى عزّت است
( فالله اللّه فى عاجل البغى . . . در مورد كيفر تباهكارى از خدا بترسيد )
( 33 ) پس بترسيد از پيامدهاى نخوت ، از خدا * در پى ظلم و ستم يا چون رياء و افتراء از تكبّر بر حذر باشيد و سوء كيفرش * چون بسى جرم گلوگير است اندر محورش دام شيطانها كنار كبر در كار است هان ! « 3 » * پشت هر دامى يكى صيّاد بيدار است هان ! نشنوى گر از زبان عقل و ايمان ذكر و پند * با زبان كيد و گمراهى فريبت مىدهند آن فريبى كه به خون و قلب انسان داخل است * همچو سمّ مار افعى ، جانگداز و قاتل است پس چنين دشمن نمىگردد ذليل و ناتوان * ( وا اسف بر حال آن قوميكه باشند ايمنان ) پيش رويش مقتل « 4 » هر كس عيان و روشن است * ايمن از او نيست آن را كه ز تقوا جوشن است عالمان ، با علمشان ، از او نباشند ايمنان * ژنده پوشان و دراويش « 5 » از گزند گول آن
( بكردارهاى نيكو مبادرت نمائيد كه بازار آخرت جاى عرضهء متاع معلول نيست )
( 34 ) پس بدين سان جاهلانرا نيست جاى معذرت * مؤمنانرا هست لاكن جاى عفو و مغفرت آنچه بر مؤمن ، عطا و مغفرت را موجب است * كوشش او در ره دين و نماز واجب است بر زمين ماليدن رخسارهء خود در نماز * مىكند او را ز كبر و خود پسندى بىنياز
هامش
( 1 ) ضدّها ( 2 ) ناخوشىها ( 3 ) آگاه باشيد ( 4 ) جاى قتل ( 5 ) درويشها