حاصل آيد بهر زائر موجبات رحمتش * روى او مفتوح گردد راه و باب رحمتش
و لو اراد - سبحانه - ان يضع بيته الحرام . . . اگر خدا مىخواست ، مىتوانست خاهء خود را در ميان مناظر زيبا قرار دهد امّا !
( 30 ) جاى خوش مىخواست گر بر كعبهء خود كردگار * مىنمودش در ميان بوستانها برقرار
در حريم باغ و سنبل در ميان سبزه زار * در نقاط سبز و خرّم در كنار لاله زار
بين اشجار و گلستان ، بين جنگل بين راغ * بين روضات « 1 » و بساتين « 2 » بين گلشن ، بين باغ
در زمين صاف و جلگه ، ميوههايش در حضر * در طراوت چون بهاران ، در لطافت چون سحر
با بناهاى مجلّل با دهات نزد هم * در فضاى بهجت آور راههاى منتظم
( 31 ) گر چنين مىكرد آسان بود امر امتحان * در مقابل همچنان كم بود اجر و مزد آن
مستقرّش كرد ليكن در مكان بىگياه * تا شود بر بندگانش جايگاه انتباه « 3 »
گر بناى كعبه از ياقوت بود و لعل و زر * پايههايش از زمرّد يا زبرجد يا درر
سنگهاى قيمتى مىرفت در آن روى كار * نور ساطع با شعاع تابناكى در كنار
اين چنين بيتى وجود شكّ را كم مىنمود * جهد شيطان را ز دلها حذف و برهم مىنمود
اضطراب و ريب « 4 » را مىكرد از دل بر طرف * امتحان مىگشت آنگه سهل و سست و بىهدف
( آرى ، راه آزمايشها از سنگلاخها مىگذرد )
( 32 ) پس خدا مىآزمايد بندگانرا در جهان * با تكاليف و به انواع شدائد هر زمان
هامش
( 1 ) باغها
( 2 ) بستانها
( 3 ) بيدارى و آگاهى
( 4 ) شكّ