تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
( آن چنان بيتى كه پاى مشركين بر آن حرام * مسلمين را در صلاح دين و دنيا جاى عام ) برقرار آورد آن را در زمين سنگلاخ * ديرتر يا بى در آنجا رستنى و برگ و شاخ در زمين پست و بين كوه‌ها و درّه‌هاست * در ميان ريگ و محصور جبال و صخره‌هاست سرزمين خشك و داراى دهات منقطع * چشمه‌هاى خالى از آب و جبال مرتفع نيست آنجا مرغزار و راغ و باغ دلپسند * هم در آن فربه نگردد اسب و گاو گوسفند
( پس به آدم و فرزندان او امر شد بخانهء كعبه توجّه نمايند )
( 29 ) نقد شد بر آدم و اولاد امر صادره * تا توجّه كرده باشد سوى بيت طاهره سوى بيتى كه در آن سودست و نفع معنوى * ( هم جهات دنيوى و هم جهات اخروى ) مجمع كلّ و محلّ اجتماع اهل دل * معنويّت‌ها بسوى آن روان و منتقل از دهات دور دست و از نقاط مختلف * با دلى آسوده در اطراف خانه معتكف از نقاط دور و نزديك ، از فجاج « 1 » دشت و كوه * جمع ميگردند از هفتاد و دو صدها گروه در طواف كعبه و در سعى ، جنبش ميكنند * با تواضع از ره تهليل « 2 » دل خوش مىكنند پايشانرا ميگذارند از طريق هروله « 3 » * صحنه را پر مىنمايند از صدا و ولوله يا بتعبير دگر دارند جنبش با شتاب * از خلال چهره مشهود است رنگ انقلاب ( حال آنكه جملگى هستند خاك آلوده‌رو * در ره ارضاى يزدان ، و إله و ژوليده مو ) پشت سر انداخته هر كسى ، لباس خويش را * تن به احرام سفيد آورده پشت و پيش را خلقت زيباى خود را زشت كرده هر كسى * مىنيابى ظاهر نيكو و زيبا در كسى ( موى سر بسيار و افزون با غبار آلودگى * چهرهء زندانيان دارند در ژوليدگى ) آزمونى بس بزرگ است اين زيارت از خدا * تا كه ارزشهاى انسانى بيابد اعتلاء
هامش
( 1 ) راههاى باريك كوه ( 2 ) لا إله الا الله گفتن ( 3 ) تند رفتن