( آن چنان بيتى كه پاى مشركين بر آن حرام * مسلمين را در صلاح دين و دنيا جاى عام )
برقرار آورد آن را در زمين سنگلاخ * ديرتر يا بى در آنجا رستنى و برگ و شاخ
در زمين پست و بين كوهها و درّههاست * در ميان ريگ و محصور جبال و صخرههاست
سرزمين خشك و داراى دهات منقطع * چشمههاى خالى از آب و جبال مرتفع
نيست آنجا مرغزار و راغ و باغ دلپسند * هم در آن فربه نگردد اسب و گاو گوسفند
( پس به آدم و فرزندان او امر شد بخانهء كعبه توجّه نمايند )
( 29 ) نقد شد بر آدم و اولاد امر صادره * تا توجّه كرده باشد سوى بيت طاهره
سوى بيتى كه در آن سودست و نفع معنوى * ( هم جهات دنيوى و هم جهات اخروى )
مجمع كلّ و محلّ اجتماع اهل دل * معنويّتها بسوى آن روان و منتقل
از دهات دور دست و از نقاط مختلف * با دلى آسوده در اطراف خانه معتكف
از نقاط دور و نزديك ، از فجاج « 1 » دشت و كوه * جمع ميگردند از هفتاد و دو صدها گروه
در طواف كعبه و در سعى ، جنبش ميكنند * با تواضع از ره تهليل « 2 » دل خوش مىكنند
پايشانرا ميگذارند از طريق هروله « 3 » * صحنه را پر مىنمايند از صدا و ولوله
يا بتعبير دگر دارند جنبش با شتاب * از خلال چهره مشهود است رنگ انقلاب
( حال آنكه جملگى هستند خاك آلودهرو * در ره ارضاى يزدان ، و إله و ژوليده مو )
پشت سر انداخته هر كسى ، لباس خويش را * تن به احرام سفيد آورده پشت و پيش را
خلقت زيباى خود را زشت كرده هر كسى * مىنيابى ظاهر نيكو و زيبا در كسى
( موى سر بسيار و افزون با غبار آلودگى * چهرهء زندانيان دارند در ژوليدگى )
آزمونى بس بزرگ است اين زيارت از خدا * تا كه ارزشهاى انسانى بيابد اعتلاء
هامش
( 1 ) راههاى باريك كوه
( 2 ) لا إله الا الله گفتن
( 3 ) تند رفتن