( يا بدين معنى كه گر تشريف ايشان از خداست * از چه رو محصور فقرند و قرين نقص و كاست )
و لو اراد اللّه سبحانه لانبيائه حيث بعثهم ان يفتح لهم كنوز الذّهبان و معادن العقيان . . . اگر خدا مىخواست به پيغمبرانش وقت بر انگيختن معادن زر و كانهاى ناب را قرار دهد مىتوانست .
( 24 ) گر خدا مىخواست بر پيغمبرانش گنج زر * مكنت و سرمايه و گنجينههائى از گهر
باغهاى سبز و خرّم راغهاى خوشخرام * فرشهاى خوش زمينه مرغهاى خوش پيام
آهوان دشت و صحرا ، طائران خوش سرود * همره ايشان ، بدست قدرت خود مىنمود
گر چنين مىكرد مىشد آزمايش نادرست * پيرو و فرمانروا ، محجور بودند از نخست
صحّت اخبار را ديگر نمىشد اعتبار * چهرهء زشت ستمكاران نمىبود آشكار
پيرو و فرمانروا از هم نمىشد منفصل * وحى منزل مىشد از بنيان صعيف و مضمحلّ
قابلين دعوت پيغمبران و مرسلين * باز مىماندند از اجر و ثواب مبتلين « 1 »
اجر نيكان ، اهل ايمان را نمىشد دسترس * بر نمىافتاد اندر دام كيفر ، بوالهوس
وانگهى اسماء ، مطابق با معانى هم نبود * ( حذف مىشد در حقيقتها طريق رهنمود )
( گر همى بود انبياء را مال و گنج و امتياز * سبزهء ايمان برون مىشد ز خاك حرص و آز )
( و امّا ناتوانان بسيار توانمند )
( 25 ) ليك در تصميم ، ايشان را توانا ساخته * ( بر علوم هر زمان آگاه و دانا ساخته )
گر چه كرده ناتوان در ديدگاه مردمان * در حقيقت بىنيازند از پناه مردمان
با قناعت آنچنان مأنوس و مقرون گشتهاند * كز وجود خود نياز غير خود را كشتهاند
فقر و بىچيزى كه از آن ديدهها آزردهاند * انبياء بر آن رفيقانند و سخت عادت كردهاند
ظاهر ايشان تهيدست و پريشان مىنمود * ليك در باطن غنى و بىنياز و كان جود
هامش
( 1 ) آزمايش شدهگان