تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧

خطبهء 230 در رابطه با پرهيزگارى و ياد مرگ ( مراد از مرگ ، فانى شدن نيست بلكه انتقال بزندگى ابديّت است )

بندهء معبود بىهمتا امير المؤمنين * پندهائى گفته شيرين‌تر ز قند و انگبين ( 1 ) من شما را جمله بر تقوا وصيّت مىكنم * خانهء ويران دل‌ها را مرمّت مىكنم شكر ايزد را بجاى آريد صبح و هر مساء * از جهات كثرت آلاء و نعمت بر شما از صميم دل به پيونديد بر حبل المتين * بر حقايق بنگريد آن سان كه با عين اليقين ( 2 ) در خصوص بخشش و اعطاء انعام عظام * در ازاى نعمت و تخصيص فضل مستدام اى بسا جرم عيان كرديد و مستورش نمود * قابل بطش و بلا بوديد و ميسورش نمود
مرگ ( آنچه هرگز كسى را از حلول و ورود خود باخبر نساخته )
( 3 ) مرگ را بر خود مسلّم بشمريد و پيشتر * از حلولش چون نمىسازد شما را باخبر پس چگونه بىخبر باشيم از وى چونكه وى * سايه بر سايه همى آيد سراغ ما ز پى از شما غافل نمىگردد دمى و ساعتى * همچنين مهلت نخواهد داد هرگز لحظتى ( 4 ) بهترين واعظ شما را نيست غير از مردگان * مردگانيكه به چشم خوش ، بينيد العيان حمل مىگردند سوى قبر در دوش شما * اى دريغا اين چرا گردد فراموش شما حمل گردندش بسوى گور ، اهل آن ديار * راكبان بودند اما نى بسان يك سوار بر لحود خود لميدند و غنودند آشكار * جاى خود دريافتند آنگه ز روى اضطرار