خطبهء 230 در رابطه با پرهيزگارى و ياد مرگ ( مراد از مرگ ، فانى شدن نيست بلكه انتقال بزندگى ابديّت است )
بندهء معبود بىهمتا امير المؤمنين * پندهائى گفته شيرينتر ز قند و انگبين
( 1 ) من شما را جمله بر تقوا وصيّت مىكنم * خانهء ويران دلها را مرمّت مىكنم
شكر ايزد را بجاى آريد صبح و هر مساء * از جهات كثرت آلاء و نعمت بر شما
از صميم دل به پيونديد بر حبل المتين * بر حقايق بنگريد آن سان كه با عين اليقين
( 2 ) در خصوص بخشش و اعطاء انعام عظام * در ازاى نعمت و تخصيص فضل مستدام
اى بسا جرم عيان كرديد و مستورش نمود * قابل بطش و بلا بوديد و ميسورش نمود
مرگ ( آنچه هرگز كسى را از حلول و ورود خود باخبر نساخته )
( 3 ) مرگ را بر خود مسلّم بشمريد و پيشتر * از حلولش چون نمىسازد شما را باخبر
پس چگونه بىخبر باشيم از وى چونكه وى * سايه بر سايه همى آيد سراغ ما ز پى
از شما غافل نمىگردد دمى و ساعتى * همچنين مهلت نخواهد داد هرگز لحظتى
( 4 ) بهترين واعظ شما را نيست غير از مردگان * مردگانيكه به چشم خوش ، بينيد العيان
حمل مىگردند سوى قبر در دوش شما * اى دريغا اين چرا گردد فراموش شما
حمل گردندش بسوى گور ، اهل آن ديار * راكبان بودند اما نى بسان يك سوار
بر لحود خود لميدند و غنودند آشكار * جاى خود دريافتند آنگه ز روى اضطرار