خطبهء 229 يختصّ بذكر الملاحم
. . . پيش آمدهاى ناگوارى كه روى خواهد داد .
( بار ديگر از لب مولى امير المؤمنين * مىرسد درّ سخن چون ابر رحمت بر زمين )
( مىفشاند از دهان ، لعل نصيحت بهر ما * پيشگوئى مىنمايد هر دم از رخدادها )
( وانگهى كه درج گوهر وا گشود و غنچه لب * نام نيكو برد و وصفى از هدات منتجب )
رهنماى مردمند و رهگشاى محترم * بر چنين مردان فدا - جان ابو و مادرم )
( 1 ) نامشان در آسمانها جاودان و سرمديست * با ملائك جايشان در پايگاه ايزديست
( پيوندها را محكمتر كنيم تا پريشان نشويم )
( 2 ) بر حوادث منتظر باشيد اندر اختلاف * بر حذر از قطع پيوند و گسست ائتلاف
آنگهى كه روى كار آمد صغار و كهتران * ميرسند اوباش دوران بر مقام مهتران
( 3 ) وانگهى كه وصلت و پيوند ، از هم برگسست * بهر هر پيشامد و آوارگى را ، آن بس است
آنزمان باشد كه قتل مؤمنين ايدهآل * سهل و آسانتر بود از كسب مشتى از حلال
وقت و ميقات چنين رخدادهاى ناگوار * آن زمان باشد كه افتند عهد و پيمان از قرار
آنزمان باشد كه نيّتهاى مردم ، غير پاك * خصلت ايشان خراب و مال ايشان شبهه ناك
اغنيا روى رياء دارند و خوى احتكار * بىبضاعتها همى گيرند روى اضطرار
اجر معطى آنزمان از اجر آخذ كمتر است * زين جهت طغراى مردم ناتمام و ابتر است
اين وقايع آنزمان باشد كه مردم بىشراب * مست مىباشند مست مال و نعمت بىحساب
عاملى باشند بر سوگند ، روى اختيار * پايبند كذب و بدگوئى ، بدون اضطرار