تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
( انتقال از كفر بر ايمان به انسان واجب است * گاه در عصر پيمبر ( ص ) گاه عصر نائب است امر هجرت منحصر بر هجرت از بطحا كه نيست * بلكه از هر ره كه آخر بر ضلالت منتهيست هجرت از گمراهى و غفلت بسوى اهتداء « 1 » * هر زمان يكسان بود حال و زمان انبياء ) جامعه محتاج ارشادند و مرشد انبياست * در غياب انبياء نوّاب ايشان اتقياست ( 2 ) واجب آمد امر هجرت بنده را از كردگار * گاه پنهان است و گاهى بر ملاء و آشكار در بلاد كفر از روى تقيّه در نهان * در بلاد مسلمين امّا جلى و بالعيان ليك ذات بىمثال و روح پاك كردگار * بىنياز آمد از اين پنهان و از اين آشكار معنى هجرت نگنجد بر كسى جز با شناخت * بهر آن كس كه خدا و صاحب خود را شناخت نيست ممكن ، هجرت مرد از ضلالت بر هدا * جز به ارشاد رهائى بخش ناب اولياء آنكه حجّت را شناسد ، با دليل و اعتراف * در حقيقت آن مهاجر باشد ( الّا بر خلاف ) اسم مستصعف ، نمىچسبد بنام هر كسى * ( جز كسى كه چند دارد از شراط ملبسى « 2 » ) گر به او حجيّت حجّت رسيد و ره نبرد * دست خالى ماند ، گوئى طاعت مرشد نبرد
( ميوهء دل عاقلان ايمان و معرفت است )
( 3 ) معرفت بر ما بسى كار عسير « 3 » و مشكل است * زير بار آن نيايد جز كسى كه عاقل است بار آن را بر ندارد جز گروه مؤمنان * آن كسانكه كرد ايزد قلبشانرا امتحان جاى تمكين « 4 » حديث مانه هر جان يا دليست * بلكه آن را در صدور پاك و بيغش منزليست جايگاهى كه گرامى دارد آن را همچو جان * عقل‌هاى كامل است و سينه‌هاى پرتوان ( از معارف آنچه پرسيدم جوابش نقد گوش * ( من گهى در ارض و گه در آسمانم با سروش « 5 » ) ( 4 ) هست در من علم ارض و آسمان نيلگون * اتّقو اللّه ( سلونى پيش و قبل ان تفقدون )
هامش
( 1 ) هدايت يافتن ( 2 ) پوشش ( 3 ) دشوار ( 4 ) قرار گرفتن ( 5 ) جبرائيل و نيز اين بيت معطوف به على ( ع ) است كه فرمود ( سلونى قبل ان تفقدونى )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 790 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى