اجتناب از نوپديدى ، نيست در خلق ، از خدا * آنچنانكه نيست آنها را گريز از انقضاء
نو پديدان بر وجودش رنج و بارى هم نداشت * خستگى بر او نيامد گر چه يارى هم نداشت
( بنكات زير بسيار دقّت كنيم تا بقلوب خود جلوهاى بيفزائيم )
( 20 ) خلق را هستى نداده اوج يابد در جلال * يا براى احتمال بيم نقصان يا زوال
يا به يارى جستن از هر آفريده بر رقيب * يا بدورى جستن از دشمن ز بلوا يا نهيب
يا براى كثرت فرّ و شكوه سلطنت * يا براى سيطره بر خصم و قطع مسكنت
يا براى قطع ترس و رفع خوف و دفع شرّ * بلكه آنها را پس از تكوين نمايد بىاثر
نى ز دلتنگى كه در تصريف آنه رخ دهد * يا بدين معنى كه او را بر گشايش آورد
نى باينكه وزن شان او را گرانى مىكند * يا باينكه در حفاظت ناتوانى مىكند
بلكه اشياء را نموده روى مهرش برقرار * كرده با لطف و توانائى قويم و استوار
( 21 ) باز مىخواند پس از افناء بپاى اهتزاز * حين اينكه باشد از جمله غنى و بىنياز
ضمن اينكه بر مدد خواهى ندارد احتياج * تا كه يارى گيرد از ايشان ز خوف ليل داج
يا ز نادانى برون آيد بعلم و معرفت * يا ز فرط فقر برگردد باوج مرتبت
يا كه از ذلّت بر آيد بر مقام ارجمند * ذات او پاك است از هر نقص و عيب و هر گزند
( آن كه او را عزّت و فرّ و كمال مطلق است * بارى سبحان ، خداى ذو الجلال مطلق است )
( ناهيا ) غرق است در درياى كنهش عقل و هوش * يا زبان كوتاهتر كن يا نكو گو ، يا خموش
پايان خطبهء 228