تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
( برو هم نيايد و از خيال و تصوّر بيرون است )
( 10 ) وهمها انديشه‌ها بر اوج ذاتش كى رسند * فهمها تدبيرها او را تصوّر كى كنند دركها او را نمىيابند چون محسوس نيست * دستها او را نمىگيرند چون ملموس نيست گر به وهم آيد كه آنگه ظاهر است و آشكار * ور بفهم آيد ز معنى بودن او دست دار هرگز از حالى به حالى مىنگردد منتقل * ساحت او بر دگرگونى نباشد مشتمل بر وجود او ز سير روز و شب تأثير نيست * از وجود نور و ظلمت بهر او تغيير نيست كلمهء توصيف او حاشا كه گنجد در زبان * نعت « 1 » او با هيچ الفاظى نيايد بر بيان عضوها - اندام‌ها از آن تبرّى جسته‌اند * جملهء ابعاض و اعراض اندرين ره خسته‌اند كلّ اجزاء و جوارح گر بهم ملحق شوند * در ره توصيف او ناخن بدندان مىگزند غير او چيزى نباشد گاه جزؤ و گه عرض * گر شود ، تركيب در كار است اندر بالعوض
( او را آغاز و فرجامى متصوّر نشود )
( 11 ) نيست با او كلمهء حدّ و نهايت سازگار * مرز و پايانش ندارد در كتاب روزگار مقطع و پايان برايش نيست كس را در نظر * نقطهء غايت كجا باشد برايش معتبر دست اشياء را به پشت گردن خود بند زد * تا كه در اجراى فرمانش نيارد دست رد اين توانائى ز اشياء برگفته يكسره * كز براى او نمىچينند نقش سيطره ( يا به او تازند و از جائى به جائى بر كشند * يا كه از عزّت براندازند يا عزّت دهند ) داخل اشياء نگرديده بنوعى با ولوج « 2 » * همچو بيرون نيست از آنها به نحوى با خروج عالم اسرار عالم ، قائل اخبار جمع * سامع اصوت و الحان جمله بىآلات و سمع قائل الفاظ و اقوال است امّا نى چنان * خارج آيد از دهان ، از راه لب‌ها يا زبان
هامش
( 1 ) تعريف ( 2 ) وارد شدن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 780 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى