خطبهء 228 اين خطبه از اصول و قواعد علم خدا شناسى چيزهائى را گرد آورده كه خطبههاى ديگر آن را گرد نياورده
( ابن عمران بر ميان آورد بحثى از شناخت * روى دلسوزى و دقّت طبل عرفان در نواخت )
( 1 ) آن كسانى كه خدا را اعتقادا قائلند * وه . . . كه همواره ز يكتا بودن او غافلند
( هر كه افزايد صفات زائدى را ذات او ) * واحد و يكتا ندانست و مبرّى ذات او )
و آنكه تمثيل و شريكى را برايش قائل است * بر حقيقت كى رسد ، او خويش عضوى زائل است
قصد او هرگز نكرد آن كه شبيهش خوانده است * يا به وهم آورد و انگشت اشارت رانده است
( دست ايماء « 1 » گر به چيزى رفت غير از جسم نيست * پس وجود فائق معبود ، از اين قسم نيست )
( 2 ) آنچه با ذاتش شناسى نو پديدش مىبدان * و آنچه او را تكيه بر غير است معلول است هان
آنچه معلول است خود قائم به غير و عاجز است * و آنچه او قائم به غير است بر تباهى حائز است
پس خدا قائم بذات است و ز معنا برتر است * از صفات او كه خواندى مستعان و اكبر است
او غنىّ بالذّات است : ( خداوند ذاتا غنى است )
( 3 ) او بدون آلت و اسباب ممكن ، فاعل است * كارها بىزحمت و انديشه از او حاصل است
بىنياز است و غنى ، امّا نه از كس بهره برد * بلكه از او رزق خواران بهره برد و رزق خورد
همره او نيستند ايّام و دور روزگار * كى شوند آلات و اسبابش معين و دستيار
هستيش از روزگاران و زمانها اسبق است * ( قولش از اقوال انسال « 2 » و برايا « 3 » اصدق است )
هامش
( 1 ) اشارت
( 2 ) نسلها
( 3 ) خلايق