گر چه آن رزق مقدّر در درون صخره است * يا درون سنگ خارا ، چونكه آن را بهرهاست
« اگر در خلقت يك مورچه و اجزاء آن تفكّر نمائيد در شگفتى فرو مىرويد )
( 14 ) گر كنى انديشه در حلق و گلو و ناى او * در دو چشم و گوش و بينى و ميان و پاى او
حسّهاى پنجگانه يا جهاز تغذيه * يا هزاران رمز خلقت ، گشته در او تعبيه
در شگفت آئى از اين اسرار خلقت بىگمان * ناتوانتر مانى از وصف خداى مستعان
( 15 ) برتر از آنست ربّ العالمين ، سبحانه * آنكه ربّ آسمان است و زمين ، سبحانهء
آن خدائى كه بدان مور ضعيف و ناتوان * دارد استقلال و آزادى و قوّت يا توان
حال آنكه در همين خلقت مددكارى نداشت * طىّ فطرت مستشار « 1 » و ياور و يارى نداشت
( 16 ) گر شوى در غايت انديشههايت غوطهور * در تفكر طى كنى بعد مراحل سر به سر
در چنين جا گر نباشى بر دليلى متكى * مكتفى باش اينكه او باشد مسمّى بر يكى
روى اينكه آفرينش متكى بر حكمت است * جنب و جوش كلّ جانداران ز روى دقت است
لذا امام عليه السّلام در چنين مرحلهء حسّاس مىفرمايد . ( دقّت فرمائيد )
( 17 ) در خلايق نيست فرقى بر خداوند جليل * بين مور و موريانه يا عقاب و مار و فيل
زبر باشد چون سمندر « 2 » طرد باشد چون ملخ * گرم باشد همچو آتش سرد باشد همچو يخ
سخت باشد همچو صخره نرم باشد همچو پشم * جنس باشد همچو چينى عضو باشد همچو چشم
هكذا در خلقت ارض و سماء و ابر و ميغ * ( ليك مردم ناسپاسند اى دريغا اى دريغ )
هامش
( 1 ) طرف مشورت
( 2 ) جانورى كه در آتش نمىسوزد