تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
( نمايش عظمت خالق در نظام آسمانها و وجود كهكشان‌ها )
( 18 ) پس نظر داريد بر خورشيد و ماه و روز و شب * بر نبات و آب و خاك و سنگ و گرد و يا رطب بر بحار « 1 » و رود و صحرا بر جبال و كوه و دشت * همچنين بر روزگارانيكه پيش از ما گذشت تا شگفتىهاى خلقت را به بينيد آشكار * قبل از اينكه زين جهان كوچيد روى اضطرار واى بر آنكه به تقدير و مقدّر منكر است * بر نظام فطرت و نظم مدّبر منكر است وه . . . كه در بنيان ايشان از تأمّل مايه نيست * از تفكّر ريشه و ز انديشه اصل و پايه نيست ( 19 ) گو كه خلقت چون نبات است و ندارد زارعى * چهر گوناگون ملّتها ندارد صانعى ادّعاى اين جماعت بىاساس و حجّت است * ( و انچه باور كرده‌اند افسون و جاى عبرت است ) هر بنائى را مسلّم صانعى و بانى ايست * هر جنايت را همانا فاعلى و جانىايست
( بار ديگر ، برگى از دفتر عجائب و شگفتيهاى عالم خلقت را مطالعه مىنمائيم )
( پاى مورى را كشيدم از عجائب در ميان * خلقتش را اختصارا شرح دادم كيف كان ) ( پاى صنف ديگرى را بر ميان مىآورم * منطقى برّان در اينجا بر زبان مىآورم ) ( 20 ) اين ملخ باشد همه ديديم و بر ما آشناست * ظاهرش معلوم و امّا باطنا ناآشناست از شگفتىهاى عالم ديدگان سرخ اوست * كاسهء تابان چشمانش به بين و رنگ پوست گوش پنهان دارد و پاهاى چون داسگاله‌ها « 2 » * زارعان از شرّ آن دارند آه و ناله‌ها ناتوانانند و عاجز در علاج و دفع آن * چارهء قطعى نمىدانند بهر رفع آن دسته جمعى گر هجوم آرند روى كشتزار * مىخورند آنسانكه باقى مىنماند برگ و بار حال آن كه جثّه‌اش در وزن ، همچون دانه نيست * ( پند گفتى يا على ( ع ) ما را ولى فرزانه كيست )
هامش
( 1 ) درياها ( 2 ) داس كوچك