فتبارك الذى له ما فى السّمواة و الارض
( 21 ) برتر آمد خالق عالم ز درك و وصفمان * زانكه بهر او بود ملك زمين و آسمان
مىنمايد سجده بر او خلق عالم بالمرار * طوعا و كرها ز روى اختيار و اضطرار
( سجدههاى اختيارى بهر انسان آمده * بر ملائك اضطرارى هم ز يزدان آمده )
چهرهها بر خاك مىمالند او را روى خوف * بر زمين سايند پيشانى و سيما روى خوف
( 22 ) طائران در قبضهء او امر و فرمان مىبرند * طىّ فرمانش همى پر مىكشند و مىپرند
داند از آنها شمار بال و جاى مستقر * مبلغ انفاس « 1 » و جاى كوچ و هم تعداد پر
كرده دست و پايشان را پايدار و استوار * عدّهاى را در فضا و عدّهاى را در بحار
بعضشان مخصوص دريا و ز خشكى بىخبر * بعض ديگر در دل صحرا و خشكى مستقر
( روزى آنها مقدّر صنف آنها مستتر * نام اين گاو است و استر و آن دگر ميش است و خر )
اين يكى مرغ و نعام « 2 » و آن يكى گنجشك و زاغ * و اين يكى ببر و پلنگ و آن يكى بوم و كلاغ
هر يكى را در طريق و وفق حكمت آفريد * در سبيل مصلحت روى محبّت آفريد
( 23 ) ميغ سنگين بر وجود آورد و ابر آبدار * بقعهها « 3 » ، دارد از آن باران نصيب بيشمار
بر زمين خشك بعد از خشكسالى داد آب * ( طىّ آنكه بر سرش كو باند نور آفتاب )
خارج آورد از درونش هر گياه و رستنى * ( بر وجود آورد در پى آشكار آبستنى
( ناهيا ) در قدرت يزدان سخن گفتن خطاست * ناخودآگاه اندرين دريا فرو رفتن خطاست
پايان خطبهء 227
هامش
( 1 ) نفسها
( 2 ) شتر مرغ
( 3 ) قطعه زمين محدود