( 9 ) خالق يكتا فرستادش دليل و رهنما * در ره احقاق حق و محو باطل مقتدا
با براهين « 1 » نمايان و روند دلنشين * با عملهاى دلالت گربيان آتشين
تا هدايت كرد مردم را به راه داستان * آنزمانكه بتپرستى بود رايج در ميان
تافت محكم ريسمان و رشتهء اسلام را * آبيارى كرد همچون ريشهء احكام را
« در وصف شگفتى آفرينى دستههائى از حيوانات از قبيل مور و ملخ و غيره »
( 10 ) گر تفكّر پيشه دارند اهل ايمان در حياة * بهتر انديشند در شأن خداى كائنات
بيشتر بينند آثار جلال و قدرتش * جلوههاى عزّت و بسط اديم « 2 » نعمتش
باز مىگردند يكسر از ضلالت بر طريق * در حذر باشند و ترسان از عذاب و از حريق
قلبها ليكن عليلند و بصائر « 3 » عيبدار * عقلها از فهم و ادراك معانى بر كنار
سينهها را از حقيقت پايگاه و ريشه نيست * مغزها را در صلاح و رشد هيچ انديشه نيست
( 11 ) كردهايد آيا بدان جنبنده از دل يك نظر ؟ * گشته در او عالمى اسرار خلقت مستتر
تا چگونه كرد محكم ، خلقتش را كردگار * هيأتش « 4 » را نيز با تركيب عالى پايدار
استوارش ساخته با كلّ اعضاء سر بسر * استتارش كرده در سر گوش و بينى يا بصر
( 12 ) پس نظر داريد بر مور صغير و خلقتش * اى بسا دشخوار گردد جز بدقّت رؤيتش
ظاهر او را نظر كن در اياب و در زهاب * در پى تحصيل رزق خويش ، جنبد با شتاب
دانهها را مىدهد در لانهء خود انتقال * خستگى بر او نيابد راه در اين اشتغال
( 13 ) فصل تابستان همى دارد تدارك بر شتا « 5 » * تا نباشد در زمستانش بتنگى مبتلاء
ضامن رزقش همان پروردگار عالم است * بر نياز او بتدبير مشيّت اعلم است
طرفة العينى نباشد غافل از آن ، كردگار * همچو نوميدش نگرداند ز رزق پايدار
هامش
( 1 ) برهانها
( 2 ) سفره چرمى يا همان زمين
( 3 ) بصيرتها
( 4 ) تشكيل بدن
( 5 ) زمستان