تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
( 5 ) بهر ارشاد شما آنگه ز جا برخاستم * كز طريق حق برون و در ضلالت گرد هم چاه مىكنديد و ليك آبى نديديد اندرون * در بدر بوديد و سرگشته بدون رهنمون ( فاقد علم و ادب بوديد در صحراى جهل * دور گرديد از شما با رهنمودم پاى جهل )
امروز كه براى شما پند مىنگارم در واقع زبان بستهء صاحب بيان را در ميانتان گويا ميگذرم
( 6 ) ناطق آمد بر شما صاحب بيان بىزبان * ( از هدايت هر چه مىخواهيد دارد در بيان ) مرگ بر رأى كسى كه با من آيد در شقاق * نيست چون در چهرهء من رنگ و بوئى از نفاق ( 7 ) از زمانيكه بدين و حقّ باور كرده‌ام * ره نداده شكّ را در دل ، يقين آورده‌ام ( گشته‌ام ثابت قدم در اين طريق استوار * نيست باكى در دلم از دشمنان نابكار ) ( بلكه ترسم باشد از اقبال خصم بوالهوس * در مقابل ذلّت و گمراهى خلق است و بس ) حضرت موسى نترسيد از زوال جان و مال * بلكه ترسش بوده از اقبال ارباب ضلال ( 8 ) حقّ و باطل در چنين روزى مصادف گشته‌اند * اى خوشا آنان كه بر توحيد ، عارف گشته‌اند هر كه دارد بر وجود آب مطلق اعتماد * بايد از من پيروى و بر خداوند اعتقاد ( ناهيا ) فرمايش مولا علىّ المرتضى * اى بسا افزون‌تر است از لعل و گوهر در بها
پايان خطبهء 4