تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

خطبهء 4 از خطبه‌هاى آنحضرت ( بعد از كشته شدن طلحه و زبير فرموده است )

بنا اهتديتم فى الظّلماء بوسيلهء ما از تاريكىهاى جهالت نجات يافتيد
( 1 ) آن زمان كه در جهالت زندگانى داشتيد * بار گمراهى بدوش خويش بر ميداشتيد ليك با ارشاد ما از نو هدايت يافتيد * در ره اسلام و راه حق شرافت يافتيد از سواد ظلمت الحاد و اضلال و فساد * داخل ايمان شديد و صبح دين و اعتقاد تا شديد از حيطهء افساد و بدبختى رها * پس شما قدر و بزرگى يافتيد از دست ما كر شود گوشى كه از صوت بلند رهنماى * كار و تدبيرى نيفزايد بعقل خويش و راى ( اين چنين نفرين ، براى معرضين از حقّ بود * آن كسى كه همچو طلحه روى گردانى نمود ) آن چنان گوشى كه از صوت رساى دين حق * كر بود ، بر صوت آهسته نباشد مستحق ( صوت قرآن پيمبر ، صوت موزون و جليست * در مقابل صوت آهسته همان صوت عليست ( ع ) مطمئن است آن دلى كه ميهراسد از خدا * از ره ايمان و تقوا كرد او را اتكاء ( 3 ) ميكشم بر غدر و نقض عهدتانرا انتظار * تا چه خواهد بود در پايان ، نتيجه روى كار من نشان كردم شما را روى عقل و درك خويش * تا كه ديدم گول خورديد از شرير بدكنش ( پس شگفتى نيست گر از ساحت من رو كشيد * و آن كسى كه رو كشيد از حقّ ، سوى او رويد )
پيراهن ديندارى مرا از شما پنهان كرده و صفاى باطنم بينايم ساخته !
( 4 ) رخت ديندارى مرا پنهان نموده از شما * ( زين كه از من رخت مىبنديد سوى اشقياء ) آشنا كرده مرا با دين ، صفاى باطنم * كرده بينا هم شما را اين صفاى باطنم