تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

خطبهء 5 از سخنان گهربار آن حضرت پس از وفات رسول خدا ( ص )

آنگاه كه عبّاس ابن عبد المطّلب و ابو سفيان ابن حرب به قصد بيعت خدمت آن بزرگوار رسيدند ، فرموده و حركت ابو سفيان را بعنوان توطئه و فتنه خطرناك قلمداد نموده است : ايها النّاس
( 1 ) سركشيد امواج فتنه سوى ما از هر طرف * اين بجز با كشتى تقوا نگردد بر طرف با رشادت بشكنيد اين موجهاى فتنه را * دور داريد از فضاى خود نواى فتنه را جملگى باشيد بر فلك نجات ما سوار * تا كه خود را بر كشيد از اين تلاطم بر كنار از تعلّل بر حذر باشيد و پابند يقين * بر نهيد از فرق ، تيجان « 1 » تفاخر بر زمين ( با قوىترها ببايد ساخت روى احتراز * گر نباشد مر شما را جند و لشكر ، برگ و ساز ) ( 2 ) رستگار آنكس كه دارد يار و ياور ، بال و پر * گر ندارد ، انزواء باشد اهّم و معتبر طالب ملك و خلافت را سپاهى بايدى * گر سپاهى نيست او را ، گوشه گيرى شايدى ( گر بدون يار و ياور حقّ خود را خواستيم * حاصلى بر كف نياورديم و خود را كاستيم ) آن بسان آب مانده ناگوار و زشت بوست * يا همانند غذاى گير كرده در گلوست ( 3 ) در چنين حالت كه بحث از جند و لشكر مطرح است * چشم پوشيدن ز حقّ و صبر كردن اصلح است چونكه هر كس ميوه را در غير وقتش چيده است * در مثل تخمى به ارض ديگرى پاشيده است طالبى كه در سر كسب خلافت بىكس است * اجتناء « 2 » ميوه را ماند كه كال و نارس است
چون طرفدار من در شناخت حقائق در اقليّت باشد اگر ز حقّ خود را بطلبم گويند كه حرص به امارت دارد و اگر خاموش نشينم گويند از مرگ ميهراسد :
هامش
( 1 ) تيجان تاج‌ها ( 2 ) چيدن