خطبهء 201
از سخنان آن حضرت هنگامى كه شخصى از احاديث مجعوله و خبرهاى گوناگون ( معارض يكديگر ) كه در دست مردم و ميان ايشان منتشر است پرسيد . امام عليه السّلام فرمود :
( از احاديث و خبرها بود بحث و گفتگو * تا بود در راستى و سقم آنها جستجو
تا بپرسيد آن يكى در ضمن اين گفت و شنفت * در جوابش آن جناب پاكدامن اين بگفت )
( 1 ) دست مردم حقّ و باطل هست و كذب و راستى * ناسخ و منسوخ و عيب و حسن و هر چه خواستى
محكم و نامحكم و شبهه ( نهان و آشكار ) * و آنچه روى وهم و آنچه از غلطها بر كنار
( 2 ) در حقيقت مصطفى را بست قوم بىفروغ * طول ايّام نبوّت افتراء و بس دروغ
تا كه ايراد سخن كرد آن رسول بردبار * نصب بايد كرد و آويزان به گوش روزگار
گر كسى بر من دروغى بست روى اختيار * مقعدش بايد گذارد اضطرارا روى نار
( 3 ) كلّ اخبار و احاديث از رسول مستطاب * حاملانش از چاهار افزون بناشند اى جناب
اوّلى مرد منافق در حريم ارتجاع * خويشتن را بسته بر اسلام روى اصطناع « 1 »
از حرج بگشته و باكى ندارد از گناه * از ريا سر مىكشد هر صبحگاه و شامگاه
خويش را با جامهء اسلام و دين پيراسته * بر رسول مصطفى عمدا دروغ آراسته
از نفاق وى اگر بودند مردم با خبر * خويش و گفتارش نمىگرديد هرگز معتبر
چون ندارند از درون وى كمال اطّلاع * از قبول آن نمىورزند منع و امتناع
بلكه مىگويند او شخص نبى را ديده است * اينكه مىگويد همانا از نبىّ ( ص ) بشنيده است
زين جهت از دل بسوى او تمايل مىكنند * و انچه مىگويد صميمانه تقبل مىكنند
هامش
( 1 ) مصنوعى