تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢

خطبهء 201

از سخنان آن حضرت هنگامى كه شخصى از احاديث مجعوله و خبرهاى گوناگون ( معارض يكديگر ) كه در دست مردم و ميان ايشان منتشر است پرسيد . امام عليه السّلام فرمود :
( از احاديث و خبرها بود بحث و گفتگو * تا بود در راستى و سقم آنها جستجو تا بپرسيد آن يكى در ضمن اين گفت و شنفت * در جوابش آن جناب پاكدامن اين بگفت ) ( 1 ) دست مردم حقّ و باطل هست و كذب و راستى * ناسخ و منسوخ و عيب و حسن و هر چه خواستى محكم و نامحكم و شبهه ( نهان و آشكار ) * و آنچه روى وهم و آنچه از غلطها بر كنار ( 2 ) در حقيقت مصطفى را بست قوم بىفروغ * طول ايّام نبوّت افتراء و بس دروغ تا كه ايراد سخن كرد آن رسول بردبار * نصب بايد كرد و آويزان به گوش روزگار گر كسى بر من دروغى بست روى اختيار * مقعدش بايد گذارد اضطرارا روى نار ( 3 ) كلّ اخبار و احاديث از رسول مستطاب * حاملانش از چاهار افزون بناشند اى جناب اوّلى مرد منافق در حريم ارتجاع * خويشتن را بسته بر اسلام روى اصطناع « 1 » از حرج بگشته و باكى ندارد از گناه * از ريا سر مىكشد هر صبحگاه و شامگاه خويش را با جامهء اسلام و دين پيراسته * بر رسول مصطفى عمدا دروغ آراسته از نفاق وى اگر بودند مردم با خبر * خويش و گفتارش نمىگرديد هرگز معتبر چون ندارند از درون وى كمال اطّلاع * از قبول آن نمىورزند منع و امتناع بلكه مىگويند او شخص نبى را ديده است * اينكه مىگويد همانا از نبىّ ( ص ) بشنيده است زين جهت از دل بسوى او تمايل مىكنند * و انچه مىگويد صميمانه تقبل مىكنند
هامش
( 1 ) مصنوعى