تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
( منافق را قرآن كريم به خوبى معرّفى كرده است )
( 4 ) از منافق با خبر كردت خداى مهربان * طىّ آياتى نموده با فصاحت وصف آن ( آيهء صد سورهء توبه وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ * جمله در احوال ايشان است و وضع و ( نحوهم ) اين گروه خيره سر بعد از رسول مصطفا * دست خود دادند بر دست رئوس الاغوياء « 1 » آن رئوسى كه امامان ضلالت بوده‌اند * مانع انديشه از رشد و هدايت بوده‌اند پيشوايانيكه در ظاهر مكرّم بوده‌اند ) * داعيان اغويا سوى جهنّم بوده‌اند آخر آنها را نمودند از طريق اغترار « 2 » * بهر مال و جان مردم صاحبان اختيار تا بدين سان مال دنيا را به زير آستين * در كشيدند آن چنان كه جامه زير پوستين ( از عدالت دم زدند و صدق و دين و اعتقاد * تا رعيّت كرد بر ايشان يقين و اعتقاد همرهند همواره مردم با ملوك و دهر دون * جز كسانى كه خدا باشد به ايشان رهنمون پس منافق اندرين سودا يكى بود از چهار * ( رنگ او را نام ديگر نيست اندر روزگار )
رجل سمع من رسول إله شيئا لم يحفظه على وجهه . . . ( دوّم مرديست كه از رسول اللّه سخنانى شنيده و آن را درست حفظ نكرده و در آن اشتباه نموده )
( 5 ) دوّمين مردى كه اخبار و احاديث از رسول ( ص ) * مىدهد در بين مردم انتشار و نقل قول آن بود كه او شنيده از محمّد ( ص ) گاه گاه * چيزهائى ليك در حفظش نموده اشتباه او نمىگويد دروغ عمد و قول محتمل * بلكه خود هم آن چه گفته مىنشاند در عمل او همى گويد كه گفتم آنچه ديدم از نبىّ ( ص ) * پس همى گردد بدين گفتار ، موضوع منتفى گر همه فهميده بودند او نموده اشتباه * در قبول كس نمىآيد يقينا هيچگاه ور همى دانست خود هم اوفتاده در خطا * التزاما مىنمود از خويش ترك ادّعا
هامش
( 1 ) گمراهان ( 2 ) فريب خوردن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 713 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى