تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
جمله ، مردم حكم او را جابجا بشناخته * هر يكى را در محلّ و موضعش پرداخته از احاديث همانند « 1 » و شبيه و محكمش * با تفكّر مىكشد بيرون دوا و مرهمش در همانند و شبيهش هم نمايد احتياط * همچو محكم را عمل دارد بدون اختباط « 2 » ( 8 ) از محمّد ( ص ) گهگهى با مقتضاى هر زمان * بود فرمانيكه داراى دو معنى در نهان پس كلامش چند بعدى بود عوام و بعد خاصّ * آن به توجيه عوام « 3 » و اين تحرّى بر خواص « 4 » عام ، بر هر وفت و هر چيزى دلالت داشته * خاص ، منظور خصوصى را هدايت داشته هر دو فرموده بيك صورت تجلّى مىنمود * پس مراد از آن به آسانى هويدا مىنبود آنكه آگه نيست بر اينكه مراد از اين سخن * چيست بر يزدان پاك و بر رسول مؤتمن از طريق ساده‌گى و از ره ناآگهى * بر خلاف واقعيّت مىنمايد آگهى يا بتعبير دگر بر ضدّ منظور از كلام * با تساهل « 5 » مىكند توجيه و تبيين بر عوام ( 9 ) چون همه اصحاب ناب آن رسول بردبار * خود نبودند آنچنان هم كنجكاو و هوشيار تا كنند از روى دقّت موشكافى در خبر * ( ز انچه آن حضرت نوشته در صحيفه معتبر ) پس نبودند اهل پرسش از رسول پاكباز * ( بسكه در هر گفتهء او بود نقشى كارساز ) منتظر بودند فردى را كه آيد اجتماع * او بپرسد مطلبى را تا بدارند استماع گر همى پرسيد طارى « 6 » از جنابش يك سئوال * بهر ايشان بود دلخواه و كمال ايده‌آل ( 10 ) ليك در اين باب هرگز مشكلى بر من نبود * غير از اينكه در حضر پرسيدم از آن كان جود تا كه در دل حفظ كردم از طريق اشتياق * ( داشت گفتار و عمل در اندرونم انطباق ) پس همين‌ها بين مردم اختلاف انداخته * جملگى را از روايت‌ها پريشان ساخته زحمت پرسيدن آخر عزّت دانستن است * ( ناهيا ) اندر جهالت دست از جان شستن است
پايان خطبه 201
هامش
( 1 ) متشابه ( 2 ) بيراهه رفتن ( 3 ) عمومى ( 4 ) خصوصىها ( 5 ) سهل‌انگارى ( 6 ) ناگاه در آينده
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 715 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى