خطبهء 199 از خطبههاى آنحضرت ( آنزمانكه در جنگ صفّين با نيرنگ عمرو ابن عاص قرآنها را بر سر نيزه زدند )
حضرت مولى باصحابش ملامت مىكند * بر جفا و غدر « 1 » و بيعارى اشارت مىكند
لشكر شام آنزمانكه روبرو شد با شكست * عمرو عاص امّا در آنجا روى حيله طرح بست
در فراز نيزهها كردند قرآن را همه * ( جنگ را يعنى بپايان مىبريم و واهمه )
بين ياران ازدحام افتاد و بلوا جاى ماند * تا كه آن قطب دو عالم ( ع ) بين مردم خطبه خواند
( 1 ) گر شما را جنگ طولانى مكدّر ساخته * ليك دشمن را از آن هم ناتوانتر ساخته
( در پى سستى و استخفاف در اين كارزار * روى امرم خسته گشتيد و نمانديد استوار )
سرنوشت جنگ حاضر با شما فرجام يافت * آنچنانكه ابتدائا با شما انجام يافت
بر شما ديروز بودم يك امير و مقتدا * ليك مىباشم همينك ، امرها را من روا
( 2 ) بودم آن گه بر شما مشكل گشا و چاره ساز * ليك امروزم چنان كه نيست پندم كارساز
گر مطيع من همى بوديد در اين كارزار * بود ، بر ابن ابو سفيان ، تمام كار ، زار
من همى بينم شما را خواستار اين حيات * پس چرا او از چه رو وادار سازم بر ممات
يكنفر سرباز جان بر كف صد ارزد ( ناهيا ) * بر گروهى كه ندارد بر اميرش اعتناء
پايان خطبهء 199
هامش
( 1 ) ستم و بيوفائى