هادى آن كس كه با آن دست بيعت داده است * حامى آنكه بنفس خويش نسبت داده است
حجّت آنكس كه با آن بحث دارد با انام * شاهد آن كس كه از دشمن بگيرد انتقام
مايهء پيروزى آن كس كه باشد حجّتش * حافظ جان و تن آن كس كه دارد حرمتش
مركب و مأنوس آنان كه بكارش دركشند * حافظ قوميكه مانند سپرها سركشند
دانش آنكس بود كه از دل و جان گوش كرد * رهنماى آن كسى كه با تعقّل هوش كرد
علم و آگاهى بآنكس كه روايت مىكند * حكم آن حاكم كه بر مردم قضاوت مىكند
( ناهيا ) تعميم امر مرتضايم آرزوست * از چنين مخدوم شايسته عطايم آرزوست
پايان خطبهء 189