تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
باز هم نكات تكان دهنده و مفيد از همين خطبه را ادامه مىدهيم
( 16 ) از پى توصيف اسلام عزيز و وصف دين * بحثى از بعثت در آورده زربّ العالمين زبدهء ناس - احمد مختار - ختم الانبياء * بهر تبليغ رسالت منتخب شد از خدا آنزمانكه سخت مىغرّيد موج فتنه‌ها * همچو دود تيره پهنا داشت اوج فتنه‌ها آنزمانكه زحمت آشوب و رنج اختناق * خلق را بر چهره مىماليد گرد افتراق آن زمان كه بود بر دنيا نشان انقطاع * خلق را در مورد اخرى فزون شد اطّلاع بعد از آنكه بر سياهى رفت نور بهجتش « 1 » * پاى اهلش را ببند آورد دام عسرتش بستر آن نامسطّح بود و فيضش نابجا * راندمانش نامشخّص بازتابش نارسا وقت آن در انقطاع و خلق آن در انحطاط * ( خير آن در انحصار و جهل آن در انبساط ) اهل او غرق جهالت عيبهايش آشكار * اعتبار آن نبوده استوار و پايدار الخلاصه آن زمان پيغمبرش را برگماشت * كز ضلالت چهرهء دنيا سياهى رنگ داشت ( 17 ) پس قرارش داد يزدان در رسالت استوار * اين مدال فخر ، او را تا قيامت پايدار بهر اسلامش مبلّغ بهر امّت نوبهار * بهر ياران سر فرازى بهر اعوان « 2 » افتخار
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
« 3 »
( 18 ) نازل آمد بعد از آن قرآن كتاب معنوى * حاوى فيض فراوان ، دنيوى و اخروى آن كتابى كه درخشد همچو نور تابناك * سينهء حاسد ز نور آن سياه و چاكچاك مشعلى كه از فروغش باد و عاصف دور باد * يا چراغى كه بود بر اهل دنيا مستفاد يا چو دريائى كه ژرفايش عميق و ناپديد * يا چو راهى كه رونده از ضلالت وارهيد
هامش
( 1 ) شادى ( 2 ) مددكاران ( 3 ) سورهء اسراء آيهء 8