خطبهء 190 در مورد نماز و امانت و زكات كه باصحابش وصيّت فرموده
شاخهء طوبى گل حكمت ، ببار آورده است * باغ ما را سنبل عصمت ، ببار آورده است
( 1 ) تكيه دارد مرتضى در اين خطابه بر صلاة * آنچه دين ما قرارش داد رأس واجبات
كثرت آن موجب اجر و تقرّب بر خداست * حافظش باشيد چون سرمايهء روز جزاست
آنگهى كه مىشود از اهل دوزخ اين سئوال * از كجا در آتش افتاديد و يك جا در ملال
با هزار افسوس گويند و نباشد كار ساز * ما نبوديم اى دريغا پيش كسوت در نماز
( 2 ) آن گناهانرا فرو ريزد ز گردن آنچنان * كز درختان برگها را باد سخت مهرگان
مىگشايد بندهاى ظلم را از پايتان * ( آنچنانكه واكنند از پاى مرغى ريسمان )
گفت آن را آن رسول پاك مثل ( ص ) جويبار * كاو بود جارى زباب و كوى مردى بالمرار « 1 »
پنج نوبت گر بشويد در زلالش جان و تن * در بدن آيا دگر ماند نشانى از درن « 2 » ؟
( 3 ) مبلغش را عدّهاى دانند قومى از رجال * كز درون دل بر اندازند حبّ جان و مال
آنچنان دارند تقدير و تعظّم از صلات * ( كاو بود در رهروى ، حلّال كل معضلات )
( رسول گرامى اسلام فرمود نماز كليد بهشت است )
( 4 ) حضرت خير البشر بعد از بشارت بر بهشت * سختى طاعاترا بر خويش لازمتر نوشت
وحى كردش در چنين مبنا خداى مقتدر * كاهل خود را امر فرما بالصّلواة و اصطبر
امر يزدان را تقبّل كرد روى اشتياق * نفس خود را داد با وحى سماوى انطباق
هامش
( 1 ) هميشه
( 2 ) چرك