يا شعاعى كه مباد آن را خموشى هيچگاه * يا چو فرقانى كه برهانش ندارد اشتباه
( يا چو بنيانى كه اركانش نگيرد انهدام * يا شفائى كه ندارد بيم و خوف استقام )
( يا جليلى كه به انصارش نيايد انهزام * يا چو حقّى كه به بنيانش نباشد انهدام
( يا منارى كه شعاع آن نيفتد از فروغ * يا جلالى كه جليل آن نيفتد از نبوغ )
در مورد عظمت قرآن
( 19 ) معدن ايمان ، همانا اين كتاب منزل است * مركز و كانون ايقان ، و درخشان مشعل است
چشمههاى دانش و ايمان و بحر علم آن * ريشههاى دين اسلام و اساس حكم آن
بوستان عدل ايمان و حياض « 1 » و طارمش * وادى ايمان و دشت و سبزهزار خرّمش
پايدار و پاى برجا هست و محكم تا معاد * گر نمايند اهل دين از جان و ايمان اعتماد
مقصدى كه نيست آن را گمره و گم كرده راه * ژرف دريائى كه آبش كم نگردد هيچگاه
چون ، نشانيكه به آن راه رونده روشن است * يا جبالى كه بدان پاى عزيمت اهون است
شاهباز فكر و انديشه در آن پر ريخته * مرغ پر اوج خردها بال و شهپر ريخته
( اگر در قرآن تدبّر و انديشه نداريم هيچى در بنيان و ريشه نداريم )
( 20 ) پس مقررّ كرده قرآن را براى زندگى * عامل سيرىّ دانايان و رفع تشنگى
بر قلوب عالمان فيض و سرور و بهجت است * در سلوك صالحان راه كمال و عزّت است
داروئى كه بعد از آن ديگر ملال و رنج نيست * تابشى كه مثل آن در اين سراى پنج نيست
ريسمانيكه در آن دست تمسّك محكم است * يا حصاريكه ز بنيان و قواعد مبرم است
عزّت آن كس بود كه ارجمندش داشته * ايمن آنكس كه گامى سوى آن برداشته
هامش
( 1 ) حوضها