تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
يا شعاعى كه مباد آن را خموشى هيچگاه * يا چو فرقانى كه برهانش ندارد اشتباه ( يا چو بنيانى كه اركانش نگيرد انهدام * يا شفائى كه ندارد بيم و خوف استقام ) ( يا جليلى كه به انصارش نيايد انهزام * يا چو حقّى كه به بنيانش نباشد انهدام ( يا منارى كه شعاع آن نيفتد از فروغ * يا جلالى كه جليل آن نيفتد از نبوغ )

در مورد عظمت قرآن

( 19 ) معدن ايمان ، همانا اين كتاب منزل است * مركز و كانون ايقان ، و درخشان مشعل است چشمه‌هاى دانش و ايمان و بحر علم آن * ريشه‌هاى دين اسلام و اساس حكم آن بوستان عدل ايمان و حياض « 1 » و طارمش * وادى ايمان و دشت و سبزه‌زار خرّمش پايدار و پاى برجا هست و محكم تا معاد * گر نمايند اهل دين از جان و ايمان اعتماد مقصدى كه نيست آن را گمره و گم كرده راه * ژرف دريائى كه آبش كم نگردد هيچگاه چون ، نشانيكه به آن راه رونده روشن است * يا جبالى كه بدان پاى عزيمت اهون است شاهباز فكر و انديشه در آن پر ريخته * مرغ پر اوج خردها بال و شهپر ريخته
( اگر در قرآن تدبّر و انديشه نداريم هيچى در بنيان و ريشه نداريم )
( 20 ) پس مقررّ كرده قرآن را براى زندگى * عامل سيرىّ دانايان و رفع تشنگى بر قلوب عالمان فيض و سرور و بهجت است * در سلوك صالحان راه كمال و عزّت است داروئى كه بعد از آن ديگر ملال و رنج نيست * تابشى كه مثل آن در اين سراى پنج نيست ريسمانيكه در آن دست تمسّك محكم است * يا حصاريكه ز بنيان و قواعد مبرم است عزّت آن كس بود كه ارجمندش داشته * ايمن آنكس كه گامى سوى آن برداشته
هامش
( 1 ) حوضها