امتناع از روى كوتاهى نبود و اقتصار « 1 » * بلكه از ثقل امانت بود ، جاى اعتذار
پس قبولش كرد انسان ظلوم و بىخرد * تا كشد اين بار سنگين را زاوّل تا لحد « 2 »
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
« 3 »
( 8 ) نيك و بد مخفى نمىماند ز علم كردگار * آنچه از ما سر بر آرد روز روشن ليل تار
عالم كردار تابان شد ز كوچك تا بزرگ * جملگى بر اوعيان گردد ز نازك تا سترگ
جملهء اعضاءتان بر او گواهند آشكار * همچو اندام و جوارج عسكران كردگار
ديده بانانش ضمير و قلب و افكارست بس * عالم و دانندهء اعلان « 4 » و اسرارست بس
دفتر اسرار ما در پيش رويش ( ناهيا ) * هر زمان باز است و مفتوحه « 5 » عيان و بر ملا
پايان خطبهء 190
هامش
( 1 ) قصور
( 2 ) ته قبر
( 3 ) سورهء مؤمن آيهء 40
( 4 ) آشكار
( 5 ) گشوده شده