در ادامهء همين خطبه امام عليه السلام بزكات اشاره دارد
( 5 ) مايهء قرب است هر دو هم صلوة و هم زكات * زين جهت فرمود آن را هم ، مقارن با صلوة
هر كه آن را باز پردازد ز روى طيب نفس « 1 » * باعث رفع گناهان است و ستر عيب نفس
باعث آزادى جان است و دورى از عقاب * در اداى آن مؤدّى را نبايد اضطراب
( 6 ) حبّ ثروت ، بدتر آيد بهر مرد هوشيار * با مقام راسخ تقوا نباشد سازگار
وانكه پردازد همان را بر خلاف طيب نفس * مىشود انگيزه بر محو و افول زيب نفس
يا كسى از روى تبليس « 2 » و ريا پردازدش * در عوض مزد عظيم و اجر وافر خواهدش
پس در اين صورت چنين فردى بسنّت جاهل است * چونكه وى از شرط اخلاص و ديانت غافل است
از لحاظ اجر مغبون و عميقا نادم است * ( هر كه راهش همچنين باشد يقينا ظالم است )
در رابطه با مسائل امانتى كه به اصحابش وصيّت فرمودهاند
از زكات آورد بحثى را و گفتا از نماز * در پى آن از امانت خواند فتوا بس دراز
( 7 ) آن امانت نيست غير از حكم و وحى ايزدى * در شريعت جاودانى در طريقت سرمدى
در اداى آن ببايد سعى و دقّت خرج كرد * هر كه اهلش نيست جانرا در مذلّت خرج كرد
عرضه گشته آن امانت بر سپهر « 3 » بيستون * بر زمين و كوه و دريا زير سقف نيلگون
نيست در محدودهء خلقت ز ارض و آسمان * اوسع « 4 » و اعلى و اعظم چيز ديگر بيگمان
آسمان با آن بزرگى و زمين با اين توان * كوهها با آن صلابت « 5 » دشت و دريا همچنان
بسكه اين تكليف را بر خود گرانتر يافتند * كز تقبّل امتناع « 6 » كردند و سر بر تافتند
هامش
( 1 ) روى تمايل
( 2 ) نوميدى
( 3 ) فلك
( 4 ) وسيعتر
( 5 ) سختى
( 6 ) منع كردن