تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
بگيرند از آن ، داروى درد خويش * بر آرند هم مرهم قلب ريش چو پيش آيد آيات ترغيب و شوق * تامّل نمايند از روى ذوق طلبكار آنند با گوش جان * نداى خدا نصب ابصارشان و گر آيهء خوف آيد بپيش * نهندى بر آن مسمع قلب خويش زفير جهنّم ته گوش‌شان * شهيقش نگردد فراموش‌شان دل اندر ليالى به ياد خدا * على رغم آمال بىمحتوى
قامت ايشان در حال ركوع مانند كمانه است
( 9 ) كمربند اوساط محكم كنند * به قصد عبادت ميان خم كنند دو انگشت پا و اكفّ و جباه * كف زانوان ، وقف ، بهر إله زيزدان طلبكار فكّ رقاب * پريشان و مضطر ز خوف عقاب
تصويرى روشن ، از حالات روز متّقين
( 10 ) ولى روزها عالم‌اند و حليم * ثناگو و انديشمند و حكيم تراشيده خوف خدا جانشان * تراشيدن تير ، قوس و كمال مريضند در ديدهء ناظران * ندارند ليك از سقات نشان بلى زار و آشفته‌اند و سقيم * چنين كردشان خوف امر عظيم
لا يرضون من اعمالهم القليل
( 11 ) نباشند راضى به اعمال كم * ندانند بسيار را مغتنم ملامتگر خويش و نفس چموش * ز اعمال خود در فغان و خروش