خطبهء 184 خطبهء متّقين ( همام )
: متّقى يعنى آئينهء تمام نماى تقوى
يكى از مشاهير اهل يقين * مريد وفادار حبل المتين
ملقّب به همّام ، يار على ( ع ) * سجاياى تقوى در او منجلى
چنين گفت آن شيعهء راستين * بمولاى خود صف لى المتّقين
چنانم بگو زان عزيزان خبر * كانّى كه بينم به رأى البصر
تثاقل نمود آن امام انام * همى خواست ناگفته ماند كلام
( 1 ) سپس گفت تقواى حق پيشه كن * از اين بگذر و در خود انديشه كن
نشد قانع از آنچه فرمود امام ( ع ) * هميداد بر ادّعايش دوام
سپس گفت آن كان علم نبى * ( ولا را درخشندهتر كوكبى )
( 2 ) خداوند دانندهء مهربان * ( ببخشيد هستى بر بندگان )
غنى از عبادات و طاعاتشان * امين از ذنوب و خطيئاتشان
نه نفعى است او را ز طاعات كس * نه نقصانى از شنعت بلهوس
( خدا هست همواره با متّقين * ندارد بدور از نظر اهل دين )
معيّن نموده است سهم عباد * ز مقدار ارزاق و وضع نهاد
( 3 ) فضيلت به ايشان متاعى گران * صواب است در نطق ايشان ، بيان
توصيفى از صفات حميدهء متقين
( 4 ) بپوشند ديده ، ز نامحرمان * حرامش نمود آنچه ربّ جهان
درستى زايشان بود ارمغان * فضيلت در اعمال ايشان عيان