تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
دل و قلب او خاشع كردگار * به اميال و امال خود بردبار شكمبارگى محو و محكوم اوست * امورش همه پاك و سهل و نكوست ز اشرار و فجّار ، دينش مصون * يل نفس او از تعدّى برون كند خشم خود را هماره فرو * عزيز است بر خلق و زيبنده خو بخيرش همه خلق امّيدوار * از او خوف آزار و ايذاء مدار
متّقى در ميان غافلين جزو ذاكرين است
( 17 ) اگر همجليس است با غافلين * نباشد در آن صحنه از جاهلين جوانمرد و عافى و بخشنده اوست * ز جور كسان در گذارنده اوست و گر با شكوران بود همنشين * نباشد در آن جمله از غافلين ببخشد بر آنكس كه منعش نمود * بچسبد مر آن را كه قطعش نمود ز فحشا برى باشد او را زبان * ضمين است بر گفته درج دهان از او منكر و نكبت اندر غياب * محاذات چشم است كلّ ثواب جلودار خير است و آداب خوب * حذر دارد از شرّ و شين و عيوب ( 18 ) دلى دارد اندر شدائد وقور * فراخائى « 1 » اندر مكاره صبور شكور است اندر رخاء و رفاه * نكوبد كسى را بسوط « 2 » گناه نافتند ره دوست اندر خلاف * نپرسيده حق را كند اعتراف گر او را وديعه سپارند و مال * نگرداندش ضايع و پايمال ندارد فراموش ، ياد آورى * نبندد لقب بر كسى ديگرى نخواهد بهمسايگانش زيان * شماتت نجويد به اين و به آن
هامش
( 1 ) گشادگى و تحمّل ( 2 ) تازيانه