تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
( آنجا كه عقاب پر بريزد * از پشّهء لاغرى چه خيزد ) اقتباس ( 16 ) پس كسانى در صفت مشمول وصف و مدحت‌اند * كانتسابا ممكن و داراى شكل و هيأت‌اند آنگهى كه مدّت آنها بيابد انقضاء * در مخطّ نيستى افتند و گودى از فناء ( 17 ) پس نباشد در جهان جز او خدائى بهرناس * گر محالا بود حاشا درك مىشد با حواس روشنى بخشد بهر ظلمت ، بنور قدرتش * نور را مغروق ظلمت مىنمايد صولتش ( روشنى يعنى هدايت باد و ظلمت گمرهى * آن ز لطف او نشان و اين ز قهرش آگهى )
در ترغيب به تقوا و مذمّت دنيا دوستى ( اوصيكم عباد للّه بتقوى اللّه . . . )
( 18 ) من شما را لوحهء طاعت نگارش مىكنم * سوى تقوى اللّه و ترس از او سفارش مىكنم آن خدائى كه شما را با شرف آراسته * ممكنات زندگى را بهرتان پيراسته موجبات رخت‌تان را هم فراهم كرده است * رخت را با جسم‌تان مقرون و با هم كرده است تا مصون مانيد از گرما و برد روزگار * پس چرا طاعت نمىداريد از آن كردگار ( از چه دورى مىگزينيد از خداى مهربان * سوى دنيا مىشتابيد عاجلانه بىامان )
( بالغرض اگر خداوند زندگى ابدى به كسى مىداد آن سليمان ابن داود بود )
( 19 ) حال آن كه گر كسى را بود امكان بر بقاء * يا نجات از مرگ جانكاه و رهائى از فناء يا برايش بود حقّ ماندگارى يا خلود * آن همايونفر سليمان ، زادهء داود بود آن كسى كه جنّ و انسان داشت اندر اختيار * ضمن اينكه بود در تخت نبوّت برقرار مال قنطار « 1 » و كثيرى در تصرّف داشتى * انس و جن را در موارد كارگر بگماشتى
هامش
( 1 ) يك پوست گاو نر
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 644 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى