تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
بر حقايق رخنه كرده از امامت سر زده * در نبوّت ريشه كرده در وصايت بر زده شرط آن را گر كنيد از من سؤال و مسئلت * در جوابش گويم ، اقبال و تفرّغ ، معرفت اينكه گفتم گوهر انفس همانا حكمت است * ( پيش ارباب خرد بر فرط ايمان حجّت است ) علم حكمت بوده مفقودى براى آن جناب * زين جهت آن را طلب كرده ز روى انتخاب باز هم انديشه‌اش آن بود و غير از آن نبود * بسكه آن گم گشته‌اى از مؤمن و فرزانه بود
( وجود امام زمان ( عج ) در پشت سرا پرده‌هاى غيبت )
( 22 ) آن گهى كه دين ايزد در حصار غربت است * آن امام غائب هم در تنگناى عزلت است او نهان است و نمىآيد به ظاهر بر انام * ( جز كه او را باشد انصار حقيقى بر قيام ) ( تا تباهى و فساد افزون و فتنه ظاهر است * مكتب احمد ( ص ) ضعيف و قوم اعداء قاهر است ) دين بسان اشتر رنجور دم جنبانده است * پيش گردن را به ظاهر بر زمين چسبانده است ( يا بتعبيرى دگر قرآن به زانو در رسد * بهر خون سرخ او صد مشت زالو در رسد ) ( پيروان واقعى او را نيابند اجتماع * در ظهور خويش خواهد داشت رنگ امتناع ) او كه باقيمانده‌اى هست از اعزّا اوصياء * جانشينى بر خلائف از سليل « 1 » انبياء بارالها در امان دارش بنصرت در ظهور * ياريش فرما و مىفرما ز اهل فتنه دور
( باز فرمايش مولى ( ع ) در مورد پند و اندرز بمردم توأم با گلايه و مذمّت )
( 23 ) گر شما بوديد با من هم مرام و همكلام * ( حلا مىشد مشكل اسلام ، با اين اهتمام ) من بدلسوزى شما را پند كافى گفته‌ام * بهر ارشاد شما اندرز شافى گفته‌ام پندهائى كه پيمبرها به امّت گفته‌اند * در طريق رهنمائى و محبّت گفته‌اند
هامش
( 1 ) صاف كشيده شده
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 646 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى