تاريك
( 9 ) پس منزّه باد آن پروردگار مستعان * ( خالق كلّ برايا « 1 » و زمين و آسمان )
آن خدائى كه از او پنهان نماند ليل تار * ( كلّ اشياء در چنين ليلى برايش آشكار )
همچو آنهائى كه در شب در سطوح اين زمين * در سراشيب و شكاف و گود باشند آمنين
يا طيور و وحشيان در كوههاى تيره رنگ * ( چون عقاب و هدهد و تيهو و آهو يا پلنگ )
( جمع كلّ اين بدايع در حضور كردگار * در زواياى زمين هر لحظه باشند آشكار )
( 10 ) ( همچنان از علم او پنهان نماند هيچ چيز * از شروع خلق عالم تا بروز رستخيز )
و ان صدائى كه ز رعد آسمانى مىجهد * و ان بروقى كه از آن بالا و پائين مىپرد
برگهائى كه بيفتند از منابر بر زمين * مىربايند از مساقط بادهاى خشمگين
و انچه را كه دور سازد آب باران از مكان * جملگى مشهود باشد بر خداى اين جهان
( 11 ) او كه مىداند بروشن مسقط هر قطره را * جاى موجودات ريز و موضع هر ذرّه را
كان يكى را در كجا باشد مصبّ « 2 » و مستقرّ * وين يكى را در چه جائى آشيان است يا مجرّ « 3 »
آن يكى افتاده از جا بر كجا ره مىبرد * وين يكى دانه كدامين آشيانه مىكشد
پشّه را در مورد روزى هدايت مىكند * تا چه مقدارى غذا او را كفايت مىكند
داند احوال جنين را ماده يا نر در شكم * ( آن زمانكه مادر ، او را مىتكاند دمبدم )
باز امام عليه السلام در اينجا توصيفى از صفات باريتعالى بر زبان آورده و حمد بىپايانرا به او اختصاص داده است
( 12 ) حمد بىپايان سزاوار خدا و آن ودود « 4 » * قبل از اينكه جنّ و ارض و عرش آيد بر وجود
قبل از اينكه خلق گردد كلّ موجود از عدم * قبل از اينكه انس بردارد به دنيا يك قدم
هامش
( 1 ) خلقها
( 2 ) ريختگاه
( 3 ) كشيدن گاه مهربان
( 4 ) كشيدن گاه مهربان