كشيدن گاه مهربان ( پس بديهى باشد اين حكم ، از طريق عقل و دين * كاستباق « 1 » موجد از موجود ، جوشد از يقين )
( 13 ) او به انديشه نمىآيد بوهم و فهم نيز * ( مالك يوم التّلاق و حشر و نشر و رستخيز )
بخشش و بذل و عطا از او نكاهد نعمتى * خواستارانش نمىكاهند از وى لحظتى
با اراده هر چه را خواهد بيارد بر وجود * هستى مطلق مر او را ريشه دارد در خلود
( چون كه ذات او همان باشد كه نور علم اوست * نور علم او و ذات او همانا حلم اوست )
نيست ظاهر تا ظهورا ديده گردد با عيون * نىتوان گفتن مكانش در برون و اندرون
او كه مانندى ندارد تا بگوئى مثل آن * او كه اعضائى ندارد تا بكوشد با همان
او كه خود معنى بود حاشا نگنجد در حواس * خالق و مخلوق هرگز بر نيايد در قياس
( چونكه از تشبيه و جسميّت برى و طالق است * بر نظام عالم تكوين يگانه خالق است )
الّذى كلّم موسى تكليما و اراه من آياته عظيما .
( 14 ) آن خداوندى كه با موسى سخن گفت آشكار * ( در دل صحراى ايمن در اوان ليل تار )
تا نماياندش ز آيات كبيره چون سخن * بىزبان و آلت گفتار بر آن مؤتمن
( 15 ) اى كسى كه در زبان توصيف يزدان مىكنى * خويشتن را رنج و آزار فراوان مىكنى
راستگو هستى اگر وصفى ز جبرائيل كن * مدح قدّوسى بياور وصف ميكائيل كن
وصفى از جند ملائك كن مقيم غرفهها « 2 » * ( در نزاهت « 3 » بىمثال و در قداست طرفهها )
محرمان درگهند و صاحبان عصمتند * از جلال كبريائى در كمال حيرتند
عقلشان حيران ز توصيف جمال كردگار * ذكرشان ناشى ز تقديس جلال كردگار
ضمن وصف احسن الارباب هستند عاجزين * در شرايط بهر وصف او نباشند حائزين
در چنين جائى كه قدّوسى زوصفش عاجز است * فردى همچون من در اين ميدان ، زبون و اعجز است
هامش
( 1 ) پيشى گرفتن
( 2 ) بالا خانهء بهشتى
( 3 ) پاكى