يا كسى كه در الوهيّت بزرگش بشمرد * در صراط مستقيمش با تطوّع « 1 » ره برد
با سپاس و حمد شايان روى ، بر او آورد * ملجأى جز او نيابد تا كه او را بگرود
( 5 ) او كه زائيده نشد از هيچ مامى يا پدر * تا كه در عزّت ، شريك آن دو باشد مستمر
همچنان فرزند بر او نيست تا بعد از وفات * ارث بر فرزند ماند يا وجوه باقيات
قدمتى بر او ندارد طىّ اين خلقت ، زمان * نه مكان او را فرا گيرد نه سود و نه زيان
بلكه آنچه روشن است از نظم و حكم استوار * هستى او را پذيرفته خردها آشكار
( مجموعهء عالم آفرينش تابع قانون لا يتغيّر پروردگار عالمند )
( 6 ) از دلايل آنچه او را هست عالم يك گواه * باشد همچون آسمانها بىستون و تكيهگاه
خواند آنها را خدا بر امر خويش و بر قضاء * دعوتش را جملگى بستند عقد ارتضاء
خواست آنها را دهد از هستى و ايجاد رنگ * آنزمان تسليم گشتند عاجلانه بيدرنگ
( 7 ) گر نبود اقرار آنها بر ثبوت كردگار * پس نمىماندند آنسان در بزرگى بر قرار
گر نمىكردند اذعان بر وجودش آنزمان * پس نمىبود آنچنان جاى ملائك آسمان
جاى بالا رفتن گفتار نيك عاشقان * مستقرّ و موضع كردار ناب مشفقان
( 8 ) اخترانش را بعنوان دليل و رهنما * برقرار آورد در اطراف عالم در سماء
تا به آنها راه يابد در ليالى « 2 » راحلان * يا كه سرگردان نماند در صحارى راجلان « 3 »
نور آنها را نپوشاند ، سواد ليل داج * يا كه از آنها نمىكاهد رواج و ابتهاج
ظلمت شب را نباشد استطاعت هيچگاه * تا در آن پنهان بماند نور نجم و نور ماه
فسبحان من لا يخفى عليه سواد غسق داج . . . بر خدا پوشيده نيست سياهى شب
هامش
( 1 ) بدلخواه
( 2 ) شبها
( 3 ) پيادگان