خطبهء 181 ( در مدح و ثناى حضرت باريتعالى و قدرت و توانائى او و ترغيب به تقوا و اعراض از دنيا ) .
از خطبههاى آن حضرت است ( روايت شده از نوف بكالى ابن فضاله )
( 1 ) حمد بىحد مر خدا را كردگار كائنات * چون مصير « 1 » خلق بر او باد و كار كائنات
( آن خدائى كه بسوى اوست فرجام امور * زانكه آگاه است بر احوال و اسرار صدور )
( 2 ) حمد بر افزونى لطف و عطاء و منّتش * بر وفور فضل و احسان و نزول رحمتش
باز او را شكر بىعدّ و سپاس بىشمار * آن سپاسى كه سزاوار است و او را سازگار
آن سپاسى كه شود انگيزه ما را قرب او * و ان سپاسى كه شود با لطف و احسان روبرو
( گر نمىشد بندگان را ظلّ فضل و رحمتش * بر نمىآمد ز ايشان حق شكر نعمتش )
( 3 ) يارى او را همى خواهيم روى ارتجاء « 2 » * چون كسى كه سينهء او موج دارد از رجاء
يا كسى كه فضل او را مىنمايد آرزو * آن زمانكه گشته با كوه حوادث روبرو
يا كسى كه بر عطا و بذل و فضلش مذعن است * از ره قول و عمل او را مريد و موقن است
( تجلّى نور اخلاص و اطاعت و ديهيم عزّت و شرافت در جبين مؤمن )
( 4 ) بهر او داريم ايمان سر كشيده از يقين * همچو ايمان كسى كه مهر باور در جبين
يا بسان آن كسانى كه برايش خاضعند * يا مثال آن گروهى كه برايش خاشعند
روى اخلاص و ارادت روى عمد و اعتقاد * روى ايجاب « 3 » و اطاعت ، روى ميل و اعتماد
هامش
( 1 ) بازگشتاه
( 2 ) اميدوارى
( 3 ) واجب نمودن