( 4 ) بس بود بر آن گروه بدنهاد و بدگهر * در اذاء « 1 » آن بدانديشى عذاب مستمر
همچنان طرد از فلاح و رستگارى بر فسوق * اوفتادن در ضلال و گمرهىها با مروق « 2 »
سركشى در گمرهى و انصراف از راه دين * پيروى از غير حقّ و زشتنامى در زمين
بابى از گمراهى و كورى و دورى از فلاح * گشت بهر اين كج انديشان غافل افتتاح
هر كه از مولا بكنج و انزوا پرداخته * گوهرى در اختيارش بود و دور انداخته
( ناهيا ) باقى نگهدار و ز فانى در گذر * ابن راشد جاى عبرت بود در اين رهگذر
قصّهء كشته شدن ابن راشد با پيروانش بدست معقل ابن قيس در شرح سخن 44 گذشت .
پايان خطبهء 180
هامش
( 1 ) مقابل
( 2 ) بيرون شدن