تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧

خطبهء 176

از سخنان آن حضرت ( با خوارج نهروان ) دربارهء ابو موسى اشعرى و عمرو بن عاص ) پس از ياغى شدن خوارج نهروان ، بر امام ( ع ) و اعتراض به اينكه چرا در دين خدا مردم را حكم قرار دادى و اكنون كه بر زيان حضرتت گفتند حكم‌شان را نمىپذيرى . و آن حضرت چنين فرمود .
( 1 ) رأى اشراف شماها يافت بر آن اختصاص * كز ميان خود گزيديد اشعرى و عمرو عاص ( تا حكم باشند بين حقّ و باطل روى حقّ * در سر كرسى نشانند آنكه باشد مستحقّ ) ما كه خود پيمان گرفتيم و تعهّد زين دو مرد * كز ره قرآن بپيش آيند اين دو رهنورد « 1 » تا به به جائى كه يكى باشد زبان و قلب‌شان * از تخطّى « 2 » بر حذر باشند هر دو در ميان از تظاهر دور باشند از تجاوز بر كنار * طبق قرآن بركشند انديشه‌ها را روى كار
( اى واى . . . وقتى كه گمراهان در سرنوشت ملّت بازى كنند )
( 2 ) هر دو گمره ، دست خود را بر كشيدند از هدف * حقّ را از خود رها كردند يكسر ، وااسف حال انكه هر دو ميديدند حق را بىحجاب * ( همچو شمعى در دل مشكات و قرص آفتاب ) ليك چون اميالشان با ظلم بودى هم مزاج * ريشهء عاداتشان در جهل و كفر و اعوجاج « 3 » ( بر خلاف دين حق ، كردند حكمى ناروا * تا معاويّه خلافت يافت من هم انزواء ) ( 3 ) پس قرار ما كه روى عقل بود و راستى * بر اساس حكم قرآنى ، بدون كاستى
هامش
( 1 ) راه رونده ( 2 ) خطا و تجاوز ( 3 ) نادرستى