تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
سوّمى ظلمى كه از بنده بسوى غيرهاست * ظالم آن مىشود روز قيامت بازخواست
القصاص هناك شديد . . . قصاص در روز قيامت بسيار شديد است
( 25 ) روز محشر سخت‌تر باشد تلافى هم قصاص * چون كه آنجا بر چنين منظور دارد اختياص پس قصاص آنجا به زخم تيغ و تير و كارد نيست * بلكه فهم اين سخن بيرون ز عقل آدميست ( اين سخن مفهوم ديگر داده بر خود اختصاص * اينكه بر ظلّام « 1 » عاشورا چه خواهد شد قصاص ) ( 26 ) از دو رنگى و ريا باشيد جدّا بر كنار * در خور بيعت چرا اينقدر شكّ و اغترار « 2 » چون يكى گشتن در آن ، مقرون حقّ و مثبت است * گر چه در آن مر شما را انزجا و نفرت است بس نكوتر از جدائىهاى باطل بر شما * وانگهى كه دوست مىداريد آن را بر ملا بارى سبحان نكرده هيچ قومى را عطا * آنزمان كه هست كابوس جدائى روى پا ( 27 ) خوش به حال آن كسانى كه هماره عيب‌شان * باز دارد نفس‌شان را از عيوب ديگران اى خوشا بر حال آنان كه مقيم خانه‌اند * پايبند مشكل خود در دل كاشانه‌اند يا بتعبير ديگر ظالم بفردى نيستند * دست بر فتنه نيالايند تا باز ايستند روزى خود را خورند و طاعت ايزد برند * از طمع پرهيز دارند و ولع « 3 » را بشكنند بر گناه خود بگريند و پشيمانى كشند * بار دوش منّت خود را به آسانى كشند مردمان از دست‌شان گيرند جام راحتى * هست در سيمايشان از رنگ ايمان آيتى ( ناهيا ) در مؤمن فرزانه اينها آيت است * پس ترا تا كى از اين اخلاق نيكو غفلت است
پايان خطبهء 175
هامش
( 1 ) ظالم‌ها ( 2 ) مغرور شدن ( 3 ) حريص شدن